مانی رسانه ManiMedia

۳۷ روز از ۳۷ سال:‌ وعده‌های خدعه‌آمیز

مانی رسانه- اندکی پس از خروج خاندان سلطنتی از ایران، انتشار مصاحبه خمینی با روزنامه اکسپرس روشن می‌کند که او برخلاف همگان نه ملایی پاکدل بلکه یک سلطه‌جو و قدرت‌طلب تمام‌عیار است که می‌داند چگونه افکار عمومی‌ را با بیان دیدگاه‌هایی که هیچ باوری به آنها ندارد به سمت خود جذب کند.

کیهان در صفحه دوم شماره ۱۰۶۵۰ خود که روز ۲۷ دی منتشر می‌شود، ترجمه فارسی این مصاحبه را زیر عنوان «حکومت اسلامی بیطرف و غیرمتعهد خواهد بود» منتشر کرد. در این مصاحبه، کسی که پس از کسب قدرت سیاسی آرزومند نابودی اسرائیل، تحریک کننده جنگ هشت ساله ایران و عراق و پدرخوانده حزب‌الله لبنان است، ادعای بیطرفی و عدم تعهد می‌کرد. در آن زمان، جنبش «کشورهای غیرمتعهد» که از سوی اتحاد شوروی حمایت می‌شد، در برابر دو بلوک شرق و غرب به رهبری شوروی و آمریکا از اعتباری برخوردار بود. پس خمینی می‌خواست نظر اعضای این جنبش را به سمت خود جلب کند.

در آن روز خمینی هنوز در نوفل لوشاتوی پاریس اقامت داشت و ابوالحسن بنی‌صدر، ابراهیم یزدی و صادق قطب‌زاده و چند تن دیگر زمینه‌های بازگشت او را به ایران فراهم می‌کردند؛ او در شرایطی که هنوز وارد ایران نشده و هیچ مقام رسمی‌ و قانونی در کشور نداشت، اموال شاه را ملی اعلام کرد. بنی‌صدر، یزدی و قطب‌زاده تقریبا بلافاصله پس از ورود به ایران با توجه به حروف نخست اسامی‌ فامیلی‌شان به «مثلث بیق» شهرت یافتند. معنای مستتر در این ترکیب این بود که آنها بی‌بهره از دانش و توانایی کشورداری و زیر سایه‌ی قدرت بلامنازع خمینی، در سرنوشت کشور نقش مهم و پایداری نخواهند داشت، بلکه به سرعت به دست آخوندهای زیرکی مثل بهشتی و رفسنجانی و خامنه‌ای از میدان به در خواهند شد؛ که شدند! قطب‌زاده اعدام شد؛ بنی‌صدر به خارج کشور فرار کرد؛ و ابراهیم یزدی تا آخر عمر مغلوب حکومت و مهجور از مردم باقی ماند.

نخستین گفتگوی خمینی با یک خبرنگار ایرانی در نوفل لوشاتو؛ روزنامه کیهان؛ ۲۳ ژانویه ۱۹۷۹؛ به نوشته روزنامه کیهان این خبرنگار وحیده [نوشابه] امیری است

تنها گزارش کیهان از لحظه خروج شاه

با گذشت سه روز از خروج شاه، کیهان که در این فاصله از انتشار عکس‌های شاه خودداری ورزیده و تنها تصاویر فروکشیده شدن مجسمه‌های او و پدرش رضاشاه را در اختیار خوانندگان خود نهاده بود، سرانجام عکسی از شاه و شهبانو را هنگام ترک خاک کشور در فرودگاه مهرآباد چاپ کرد. در این عکس، بختیار، جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی، که پس از انقلاب در اردیبهشت ۵۸ به دستور خمینی اعدام شد، وزیران دولت بختیار، یکی دو تن از فرماندهان گارد شاهنشاهی و چند خبرنگار شاه و شهبانو را احاطه کرده بودند. کیهان عنوان «شاه در آخرین لحظه گریه می‌کند» را بر این خبر نهاده بود، اما در متن خبر هیچ اشاره‌ای به این موضوع نداشت. تنها فیلم کوتاهی که از تلویزیون ملی ایران نمایش داده شد، این لحظه غم‌انگیز را نشان می‌داد.

در گزارش کیهان آمده بود: «شاه به اتفاق شهبانو در حالی که لباس سیویل بر تن داشت به فرودگاه مهرآباد آمد و در  پاویلیون سلطنتی استراحت کرد. ساعت ۱۲ و نیم دکتر شاپور بختیار نخست وزیر و جواد سعید رئیس مجلس شورای ملی با هلیکوپتر به فرودگاه مهرآباد وارد شدند و رای اعتماد مجلس را به اطلاع شاه رساندند. شاه در مصاحبه کوتاهی با خبرنگاران گفت که برای استراحت به آسوان مصر می‌رود و امیدوار است دولت بختیار هم در ترمیم گذشته و هم در پایه‌گذاری آینده موفق شود و ما برای این کار برای مدتی به اشد وطن‌پرستی نیاز داریم. اقتصاد ما باید راه بیافتد، مردم باید زندگی‌شان را شروع کنند و پایه‌ریزی بهتری برای آینده بکنیم».

۲۶ دی ۱۳۵۷؛ لحظه‌ی وداع با دولتمردان و پایوران وقت

شهبانو فرح نیز به خبرنگاران گفت: «اطمینان دارم که استقلال ملت و وحدت ملی همیشه پایدار خواهد ماند. من به ملت ایران و فرهنگ ایران اعتقاد دارم و می‌دانم که خداوند همیشه پشتیبان ملت ایران خواهد بود».

کیهان گزارش خود را که این بار لحن ملایم‌تری نسبت به شاه و شهبانو داشت، با این جمله مثبت به پایان برده بود: «خبرگزاری‌ها نقل کرده‌اند که شاه جعبه کوچکی از خاک ایران را همراه برده است».

وعده‌های توخالی برای جلب نیرو

حالا، در حالی که مهمترین خبر این روزها را خروج خاندان سلطنتی از ایران تشکیل می‌داد، آنها که در پی سوار شدن بر موج انقلاب مردم بودند، شروع کردند به دادن وعده‌های رفاهی. وعده‌هایی که می‌توانست مردم را به «حکومت عدل علی» چنانکه طرفداران خمینی تبلیغ می‌کردند، امیدوارتر کند: در کیهان روز ۲۷ دی‌ماه از جمله می‌خوانیم:

دریافت عوارض اتوبان کرج متوقف شد
عوارض گذرنامه هزار تومان کاهش می‌یابد

و برای آنکه ارتشیان هم خام شوند: «مردم خانه‌های ارتشیان را حفاظت می‌کنند!»

مسکو نگران ثبات ایران، واشنگتن نگران مسکو!

در لابلای خبرهای داخلی که بیشتر از آشوب و درگیری و ویران کردن نشانه‌های سلطنت پهلوی گزارش می‌دادند، اندک اندک رد پای سیاست‌های خارجی را نیز می‌شد جستجو کرد. مثلا  کیهان روز ۲۸ دی‌ماه ۹۷ به نقل از جیمی‌ کارتر رئیس جمهور وقت آمریکا نوشت: «شوروی خواستار ثبات وضع ایران است».

سخنان محمد مکری که پس از انقلاب سفیر جمهوری اسلامی در اتحاد شوروی شد؛ ۸ فوریه ۱۹۷۹

البته اینکه این ثبات گورستانی باشد یا واقعی، نه برای واشنگتن فرقی می‌کرد و نه برای مسکو. مهم آن بود که آنها در ایران طرفی قابل گفتگو و معامله داشته باشند. کمتر از یک سال بعد، وقتی روز ۱۳ آبان سال ۱۳۵۸ ، با گروگان گرفتن دیپلمات‌های آمریکایی، کارتر برای همیشه این طرف به اصطلاح قابل اعتماد را از دست داد، مسکو به آرزوی دیرین خود برای سایه افکندن بر سر ایران و راه یافتن به خلیج فارس رسید: در تمام ۴۰ سال گذشته، جمهوری اسلامی بهترین و سودبخش‌ترین رابطه را با مسکو داشته و سفیران روسیه در ایران همواره مقتدرترین دیپلمات‌های خارجی بوده‌اند. ده سال بعد پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه‌ خیلی زود توانست با اتکا بر سیاست‌های پوتین و بر شانه‌های جمهوری اسلامی، در منطقه و در برابر آمریکا ابراز وجود کند.

خونریزی‌های اهواز و دزفول و هراس از کودتا

از روز بیست و هشتم دی‌، پس از خروج شاه در روز ۲۶ دی‌ماه ۵۷، هراس از یک کودتای خونین در رسانه‌ها جای ویژه‌ای یافت. در آن روز، «حمله تانک‌ها و چماق بدستان به اهواز و دزفول» تیتر بزرگ کیهان بود. در خبری دیگر آمده بود: «ده‌ها نفر کشته شدند» و سرانجام در یادداشتی تفسیری می‌خواندیم: «ارتش چرا کودتا کند؟»

هشدار بختیار؛ روزنامه کیهان؛ ۱ فوریه ۱۹۷۹

چند روز پیش از این، دکتر شاپور بختیار هشدار داده بود که اگر دولت او سقوط کند، احتمال کودتای ارتش وجود دارد. شاه، به عنوان فرمانده کل قوا، هنگام ترک ایران از سران ارتش خواسته بود که تنها از دولت بختیار فرمان ببرند. اما زمزمه‌هایی در مورد مذاکره افسران ارشد مثل قره‌باغی و فردوست با حواریون خمینی، از جمله مهندس مهدی بازرگان در تهران به گوش می‌رسید. شایعات درباره دیدارهای پنهانی ژنرال‌های آمریکایی با اسلامگرایان نیز همه جا زمزمه می‌شد.

در میان اینهمه خبرهای نگران‌کننده، یک خبر کوتاه هم جلب توجه می‌کرد: کیهان به نقل از رضا پهلوی ولیعهد ایران نوشته بود: «اگر مردم بخواهند حاضرم کشور را اداره کنم». در آن زمان رضا پهلوی تنها ۱۸ سال داشت. البته پیش از آن ایران دست کم دو مورد داشته است که ولیعهد‌ها در سنین پایین تاج پادشاهی بر سر نهاده‌ بودند: شاه اسماعیل صفوی در ۱۳ سالگی و احمدشاه قاجار در ۱۸ سالگی.

و خبر جالب آنهم پیش از آنکه  انقلاب به پیروزی برسد، از طرف جامعه روحانیت ایران این بود که «شعارهای کمونیستی در راهپیمایی جمعه منع شد». فاصله انتشار این خبر با وعده خمینی درباره «آزادی بیان مارکسیست‌ها در ایران»، تنها ۴ روز بود! در همین چهارمین روز بود که آیت‌الله منتظری نیز در مصاحبه‌ای با کیهان تکلیف همه را روشن کرد تا دنبال یک حکومت سکولار نباشند. حسینعلی منتظری اعلام کرد: «در اسلام مسائل مذهبی از مسائل سیاسی و اجتماعی جدا نیست».

برخورد خونین اهواز میان مردم و ارتش، هنوز انعکاسی گسترده در رسانه‌ها داشت که همزمان گزارش شد که لوله گاز نزدیک شهر ری ترکیده و ده‌ها هزار لیتر نفت خام در بیابان جاری شده است. کیهان به نقل از مسئولان خبر داد که انفجار لوله گاز یک خرابکاری بوده است.

دل خوش چریک‌های فدایی خلق

و اما در حالی که طرفداران خمینی پیش از ورود او به تهران می‌خواستند همه سنگرها و منبرها را به انحصار کامل خود در بیاورند و سیدمحمد حسینی بهشتی امام جماعت سابق مسجد‌ هامبورگ آنها را هدایت می‌کرد، چریک‌های فدایی خلق، که هنوز به اکثریت و اقلیت و جناح چپ و گروه اشرف دهقانی منشعب نشده‌ بودند، با صدور اطلاعیه‌ای ثابت کردند که نشانه‌های حرکت ایران به سوی یک حکومت تمامیت‌گرا و خودکامه را یا دریافت نکرده‌اند و یا خوش‌خیالی را ترجیح می‌دهند. آنها در اطلاعیه ای که متن کامل آن در کیهان منتشر شد نوشتند: «انحصارطلبی با هدف انقلاب ایران بیگانه است».

کدام انقلاب؟ همان انقلابی که در ۱۲ فروردین ۱۳۵۸  به خمینی جرات داد تا بگوید «جمهوری اسلامی، نه یک کلمه کمتر و نه یک کلمه بیشتر»! این در واقع پاسخی به مهندس مهدی بازرگان بود که می‌خواست در برابر رژیم سلطنتی یک نظام ملی- مذهبی و «جمهوری دموکراتیک اسلامی» را به رفراندوم بگذارد، وگرنه خمینی وقتی به ایران رسید، به چریک‌ها که برای عرض ارادت  تا چهاراره آبسردار هم رفته بودند، به توصیه رفسنجانی حتی اجازه شرفیابی هم نداد!

ارتشبد قره‌باغی میداندار می‌شود 

در شرایطی که نگرانی از یک کودتای احتمالی همه جا موج می‌زد، سر و کله ارتشبد قره باغی، مردی که ارتش ایران را یکپارچه تسلیم خمینی کرد، بیش از همه امرای ارتش در کیهان دیده می‌شد. او به هر بهانه‌ای، از جمله به بهانه درگیری‌های ارتش و مردم در اهواز و دزفول، چندین بار در صفحات کیهان آفتابی شد تا اطمینان بدهد که: «ابراز احساسات ارتشیان درتهران، اهواز، کرمانشاه و قزوین هرگز حالت کودتا نداشته است».

سربازان در خیابان‌های تهران؛ بهمن ۱۳۵۷ و پیش از تسلیم ارتش

همزمان با تحرکات قره‌باغی که در واقع پشت کردن او به دولت بختیار سبب به کرسی نشستن یک حکومت مذهبی پیشاقرون وسطایی در ایران شد، بختیار در مصاحبه‌ای با خبرنگار بی‌بی‌سی در تهران گفت: «فرماندهان نظامی‌ بدون نظر من حق هیچ تصمیم‌گیری ندارند».

اما سرانجام با چربیدن زور خمینی و طرفدارانش، جز چند امیر ارتش که پس از محاکمه‌های قرون وسطایی و چنددقیقه‌ای به جوخه‌های اعدام سپرده شدند، همه در برابر خمینی سپر انداختند. مردی که پس از ورود به ایران، هنگام سخنرانی در «بهشت زهرا» بدترین اهانت را به آنها کرد. او گفت: «آقایان ارتشی! ما آمده‌ایم شما را آدم کنیم!»
[دنباله دارد]

*جواد طالعی در آن دوران عضو هیئت مدیره سندیکای نویسندگان و خبرنگاران مطبوعات و همچنین از اعضای هیئت تحریریه کیهان بوده است.
*عکس‌ها و کلیشه‌های روزنامه‌ای این گزارش از «انقلاب اسلامی به روایت تصویر» در وبسایت الف‌ب/ژورنالیست برداشته شده است.

جواد طالعی*کیهان لندن**