مانی رسانه ManiMedia

گره گشایی از بینش خداشناسی

مانی رسانه- کم نیستند باورمندان وفادار به مسیح خدا، به ویژه در دنیای باختر که نمیدانند پیشینیانشان در چه خانواده ای چشم به هستی گشوده اند. شمار بزرگی از آنان در درازای زمان از فرهنگ خانگی دور افتاده و یهودیت دیرینشان را از یاد برده اند. فراموش کرده اند که پدران و مادرانشان در نخستین روزهای برپایی ی کلیسا، دفتر نیاششان کدام بوده، چه میخوانده و خداوند را چگونه میستوده اند. آنان پیش از اینکه وابسته به دسته ای با آرمانی ویژه باشند، یهودیانی وفادار به کیش خویش بوده اند که پذیرفته اند: مسیح خدا برای رهاندن جهان از بند گناه آمده – او را برگزیده ای رسیده از آسمان شناخته اند که پس از رخداد چلیپا، دوباره نزد پدر به آسمان رفته – در فرود و فراز روزگار، گام به گام دانسته اند که گره گشایی از بینش خداشناسی (یهودیت – مسیحیت)، کار آفریدگار یکتاست، نه آنان.
تا پیش از آمدن مسیح، هیچ غیریهودی به کنیسا نرفته بود. بنابراین کسی جز یهودی نمیتوانسته با فرمان خدای یکتا (مونوتئیزم) آشنا شده باشد. سازندگان نخستین کلیساها، یهودیانی بوده اند که در پرتو باور به مسیح خدا، آنانرا در کنیساهای خود به گرمی پذیرفته اند. کلیساهای نخستین یا کنیساهای رفورمیست، با گرایش به همزیستی میان نواندیشان یهودی و غیریهودی، گام به گام، خانه ی دلسوختگان نیازمند و تشنه ی شناخت خدای یگانه شده اند.
تاریخ دین میگوید: گروه بزرگی از شهروندان یهودی در شهر افسس که از کنیسای اورشلیم رانده شده بودند، با مهر مسیحیان نوپا، به کنیساهای نوین پا نهاده اند تا با خدایی زنده و پاسخگو آشنا شوند. نیروی بی پایان چلیپا، سواییها را برچیده و همگان را باهم یگانه کرده – به امیدباختگان امیدی نو بخشیده تا با او توانا شوند. نهاد دشمنی را از میان برداشته و آشتی با پدر در آسمان را به ارمغان آورده – باورمندان دست در دست هم، خانه ای در دلها ساخته اند شایسته ی ماندگار شدن خدای راستین. رنج راهی چنین دشوار، مایه ی سربلندی شده و دردش سرمایه ی جاودانگی تا گره ها دانه دانه گشوده شوند و همه پا به پا به امروز رسند.
آن بنیانگزاران، از تاریکستان گناه و خودکامگی به روشنستان پاکی و راستی پا نهاده اند تا در پارسایی همسان مسیح شوند – در نافرمانی خود را مرده انگاشته اند تا در مسیح، زندگی ی تازه ای یابند. پندار و کردار و گفتارشان، همه بر راستای ساختن و شکوفاندن کلیسای نوبنیادی شده که آنرا تکه های تن مسیح میدیده اند. گام تازه را داده ی آسمان انگاشته اند. آنرا ارج نهاده و در برابرش سر خمانده اند. با همان بارو بی چون و چرا، مسیح را در خود یافته و دیده اند روان پاک خدا در درونشان لانه کرده و روزگاری نو برایشان مینگارد تا آکنده از او، شکوه کلیسا را بیافزایند. از پولس پیامبر آموخته اند که گفته:
“… در دل است که آدمی ایمان میآورد و پارسا شمرده میشود و با زبان است که اعتراف میکند و رهایی مییابد ” رومیان ۱۱-۱۰ :۱۰
امروز چشمی نمانده که در روند تلخ ۴۰ ساله، شکوه چشمگیر مسیح خدا را میان همزبانانمان در دو سوی مرزهای آریابوم ندیده باشد. هیچ باورمند مسیحی هم نیست که جایگاه ایرهاشالوم، یروشلایم (اورشلیم) را در گذرگاه تاریخ مسیح شناسی نشناسد.
*به قلم دانیال دانا از اورشلیم*