مانی رسانه ManiMedia

چالش ایرانی های بدون شناسنامه همچنان بدون راه حل باقی است

مانی رسانه-قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» در مجلس رای می‌آورد اما هنوز مشکل بی‌شناسنامه‌های ایرانی حل نشده است. این اگرچه گام موثر، خوشحال‌کننده و امیدبخشی است لیکن چالش انسان‌های ایرانی بدون شناسنامه همچنان باقی است.

به گزارش سرویس اجتماعی مانی رسانه- چندین سال پیش  حدود دی ماه ۹۵، نوازنده‌های بی‌شناسنامه‌ی بلوچ مقابل مجلس شورا جمع شدند؛ آنها یک خواسته واحد داشتند؛ تقاضای شناسنامه برای کودکان بی‌شناسنامه بلوچ و سیستانی که علیرغم ایرانی بودن از بدیهی‌ترین حق شهروندی یعنی «شناسنامه» یا همان اوراق هویت محرومند.

این خواسته حداقلی با گذشت بیش از چند سال، همچنان پابرجاست؛ همچنان چند هزار کودک و بزرگسال ایرانی که متولد مرزهای جنوب شرقی این کشور هستند، شناسنامه ندارند؛ روند گرفتن شناسنامه برای این شهروندان، بسیار دشوار است؛ در واقع آن چیزی که بسیار دشوار است، پروسه‌ی کسالت‌بار و خسته‌کننده‌ی «استعلام هویت» است.

فعالان مدنی راه‌حل بنیادین مساله را «طرح استعلام محلی و ساده» می‌دانند و معتقدند مردم بی‌شناسنامه‌ نه فقط از محل سکونت، گویش، لباس پوشیدن و حتی خطوط چهره‌شان مشخص است که جد اندر جد اهل همین دیار هستند، می‌توانند استعلام از ریش‌سفیدان شهر و روستا نیز بیاورند که مشخص شود آنها اهل راستین همین آب و خاک هستند.

حال در چنین شرایطی، مجلس جزییات لایحه «اصلاح قانون تعیین تکلیف تابعیت فرزندان حاصل از ازدواج زنان ایرانی با مردان خارجی» را با ۱۷۹رای موافق، ۲۱رای مخالف و چهار رای ممتنع تصویب می‌کند. این طرح به نوبه خود، بسیار خوب است و مشکلات بسیاری از قبیل ممنوعیت تحصیل را برای فرزندانی را که از مادر ایرانی متولد شده‌اند، برطرف می‌کند؛ این اتفاق باید بسیار پیشتر از اینها می‌افتاد؛ اما  «مشکل اصلی» جای دیگری‌ست؛ مشکل اصلی، هزاران کودک و بزرگسالِ بلوچ هستند که علیرغم ایرانی بودن، هنوز شناسنامه ندارند و باید نمایندگان مجلس به این معضل، نگاه مسئولانه‌تری داشته باشند.

چالشی که همچنان باقی‌ست به مردان و زنانی بازمی‌گردد با دستار بلوچی و پیراهن‌های بومی ایران زمین که هنوز نمی‌توانند یک سند مالکیت به نام خودشان داشته باشند؛ نمی‌توانند گواهینامه رانندگی بگیرند؛ فرزندانشان نمی‌توانند به راحتی درس بخوانند و همه اینها به این دلیل است که روند شناسنامه‌دار شدن  آنها هنوز تسهیل نشده است.

اما چرا این بخش از بی‌شناسنامه‌ها راه بسیار دشواری دارند؛ راهی بسیار دشوار و پر پیچ و خم که به نظر می‌رسد، قرار نیست به این زودی‌ها به سرمنزل مقصود برسد؛ یک کنشگر فعال در این حوزه می‌گوید: درحالیکه دستورالعمل اجرایی سازمان ثبت احوال برای دریافت شناسنامه‌ی انسان‌های فاقد شناسنامه‌ی بالای ۱۸ سال وجود دارد و درحالیکه ایران امضاءکننده‌ی پیمان‌نامه‌ی حقوق ِکودک است و این التزام قانونی نیز برای کودکان وجود دارد، جمعیت  بی‌شناسنامه‌های سیستان و بلوچستان در تلخی هجرت و حاشیه‌نشینی تکثیر می‌شود. جامعه‌ای که در حاشیه‌ی زندگی‌های رسمی آشیان می‌سازد، آنقدر به تکاپوی بقا و تنها و تنها ماندن می‌افتد که اولویتِ شناسنامه‌اش از دست می‌رود و این مسئولیت سازمان‌ها و وزارت‌خانه‌های مربوطه است که شرایط ثبت نام و به قول خودشان؛ اثبات نسب و آزمایش‌های دی ان ای و دریافت شناسنامه را فراهم سازند. فعالان مدنی بارها و بارها راهکارهای بسیار ساده و قابلِ دسترس را پیشنهاد کرده‌اند و هرگز شنیده نشده‌اند! در این میان هر وقت که مناسب دیده شده است به فعالان افتخار کرده‌اند و هر وقت مناسب نبوده، انکار شده‌اند!

بطور مثال  هنرمندهای بومی‌ای داریم که در مراسم و آیین‌های رسمی اجرا داشته‌اند و کارت وزارت ارشاد یا کانون‌های روستایی را دارند، لیکن شناسنامه ندارند؛ که گهگاه همین دارندگان کارت‌های وزارت ارشاد تا رد مرز شدن هم پیش رفته‌اند!

حال سوال اینجاست چطور وزارتخانه‌ای مرتبط با دولت و مسئولان، کارت  هنری یک هنرمند را جهت اجرا و نمایش صادر می‌کند اما به ایرانی بودن و فاقد شناسنامه بودن و نیاز دریافت شناسنامه‌ی همان انسان و فرزندانش بی‌توجه می‌شود؟!

این سوال «هنوز» پاسخی ندارد اما آیا روزی می‌رسد که به این بی‌شناسنامه‌ها، بی‌شناسنامه‌های ایرانی بیشتر توجه شود، به مردمانی که یا از راه کارگری ساده و یا نوازندگی قیچک و دهل «نان» درمی‌آورند؛ نان حلال و پاک؛ اما شناسنامه و هویت ندارند!