مانی رسانه ManiMedia

پرخاشگری در کودکان باید ریشه یابی شود

به گزارش سرویس اجتماعی مانی رسانه- پرخاشگری و اعمال خشونت می‌تواند هم جنبه فیزیکی داشته باشد و هم جنبه کلامی. پرخاشگری فیزیکی کودکان گاهی نسبت به اشیاست و گاهی هم شامل اطرافیان می‌شود.

پرخاشگری کودکان وضعیتی است که به دلایل مختلفی بروز می کند که اگر درست ریشه یابی و درمان نشود می تواند مشکلات زیادی برای کودک و خانواده ایجاد کند.پرخاشگری معمولا از زمانی در کودک آغاز می شود که کودک توانایی بروز رفتارهای خشونت آمیز را داشته باشد.

متاسفانه تعداد زیادی از والدین، برنامه های خشونت آمیز مورد علاقه‌شان را در کنار کودکان تماشا می کنند این مساله علاوه بر اینکه باعث رفتار خشونت آمیز در کودکان می شود، موجب بروز علائم اضطراب در آنان نیز می شود.بنابراین از دو سالگی کودکان می توانند براحتی این رفتارها را از خود بروز دهند.بعضی اوقات لحن و محتوای کلام هم می‌تواند به‌گونه‌ای پرخاشگرانه و از روی خشم و ناراحتی باشد.

وقتی کودک شروع به پرخاشگری می‌کند، نخستین کاری که باید انجام داد توجه به محیط و پیرامون اوست که تشخیص دهیم کدام رفتار ما ناشی از خشم و عصبانیت بوده که در رفتارکودک هم انعکاس پیدا کرده است.کودکانی که بیش فعال هستند از خود شیطنت بیش از حد بروز می دهند در صورتی که خانواده ها آگاهی های لازم برای برخورد یا دارودرمانی با این کودکان را نداشته باشند و با این کودکان رفتار نامناسب داشته باشند کودک به خاطر محدودیت هایی که دارد و به علت نبود شرایط تفریح و بروز هیجان دچار ناراحتی عصبی و پرخاشگری می شود و رفتارهای خرابکارانه ای از خود بروز دهد اولین راهکار برای درمان این کودکان مراجعه به روانشناس کودک و نوجوان است.

در واقع در محیطی که افراد معمولا با خشونت و بی‌احترامی با هم حرف می‌زنند، کم‌کم حساسیت نسبت به این‌گونه رفتارها هم کمتر و به‌تدریج عادی می‌شود.در روان‌شناسی معمولا عوامل زیادی برای بروز یک رفتار وجود دارند؛ یعنی عوامل متعددی دست به دست هم می‌دهند تا در نهایت باعث بروز مشکل شوند. برای شناخت این عوامل باید ابتدا به جنبه‌های بیولوژیک توجه داشت.با بررسی آزمایش‌های مختلف نتیجه گرفته شده هنگام عصبانیت بعضی قسمت‌ها در مغز و همچنین مواد شیمیایی بدن دچار تغییراتی می‌شود. تغییرات مواد شیمیایی مانند دوپامین، کورتیزول و سروتونین هم در مغز باعث بروز عصبانیت، خشم و پرخاشگری می‌شود. این تغییرات در این مواد می‌توانند ناشی از بیماری‌های درونی باشند.

البته بعضی بیماری‌ها هم می‌توانند تاثیرگذار باشند، مثلا کم‌خونی ناشی از فقر آهن می‌تواند بر تحریک‌پذیری بیشتر، نداشتن تمرکز و پرخاشگری کودکان موثر باشد.بعضی عوامل بیرونی و محیطی مانند آلاینده‌ها و انواع آلودگی‌ها هم می‌توانند در این زمینه تاثیر داشته باشند اما در مورد پرخاشگری از جنبه روان‌شناسی باید گفت پرخاشگری گاهی و در بعضی موارد برای برخی افراد منفعت دارد و همین منفعت باعث می‌شود این رفتار ادامه پیدا کند. مثلا وقتی مادر با داد زدن سر فرزندش باعث می‌شود او به حرفش توجه کند. به این ترتیب کودک نتیجه می‌گیرد وقتی کسی سرش داد می‌زند، موضوع را جدی بگیرد و خودش هم با دیگران به همین صورت رفتار کند.در بسیاری موارد والدین خودشان باعث تشویق کودک به پرخاشگری می‌شوند، مثلا وقتی کودک حرف زشتی می‌زند، به‌گونه‌ای آن را شیرین‌زبانی قلمداد می‌کنند و به آن می‌خندند. گاهی همین توجه به کودک باعث تکرار این‌گونه رفتارها از طرف او می‌شود.

وقتی فردی چیزی بخواهد و به آن نرسد ممکن است به پرخاشگری روی آورد. نکته این جاست که ناکامی یک احساس طبیعی است و حتی باعث می شود فرد برای تامین آن چه مدنظر اوست تلاش بیشتری کند اما برخورد نادرست با احساس ناکامی و نداشتن مهارت حل مسئله و کنترل خشم، باعث پرخاشگری می شود. مانند آن چه در فرهنگ ما جاری است.آن چه پرخاشگری را آسیب زننده و خشن می کند توسل به زور و استفاده از قدرت برای کسب سلطه یا تامین خواسته فرد است. مهارت کنترل خشم یا پرخاشگری باید از کودکی به بچه ها آموزش داده شود تا در بزرگسالی بتوانند در جامعه از خشونت ورزیدن نسبت به دیگران اجتناب کنند. وقتی پدر و مادری بلد نیستند خشم خود را کنترل کنند چگونه می توان توقع داشت که نوجوان خانواده سابقه درگیری و دعوا و کتک کاری با همسالانش را نداشته باشد. نکته این جاست که خشم و پرخاشگری به خودی خود منفی نیست اما شیوه تخلیه آن باید صحیح و علمی باشد و اگر فردی از کودکی بداند که حق ندارد نسبت به هیچ کس خشونت بورزد، در جامعه هم بدون شک نسبت به دیگران خشونت نخواهد ورزید.