مانی رسانه ManiMedia

نگاهی بر موسیقی در کلیساهای فارسی زبان

مانی رسانه-اختصاصی- بی شک سراییدن مضامین روحانی همواره یکی از ستونهای آیین پرستشی ایمانداران مسیحی بوده است و کمتر پرستشی در کتاب مقدس به اندازه سرودخوانی ارجمند نگاه داشته شده است. بخشهای مهمی از کتاب مقدس نظیر “غزل غزلهای سلیمان” (در عبری : شرهاشریم به معنی بزرگترین غزلها)  یا مزامیر داوود اساسا سرودنامه هایی هستند که با بیانی عاشقانه و در عین حال پر از خشوع ، خدا را جلال می دهند.

در عهد جدید نیز بارها سراییدن خدا به عنوان قسمتی از روالهای پرستشی به مسیحیان توصیه شده است : “۱۹  و با یکدیگر به مزامیرو تسبیحات و سرودهای روحانی گفتگو کنید و در دلهای خود به خداوند بسرایید و ترنم نمایید.(افسسیان ۵-۱۹)”  و یا “۱۵  به روح دعا خواهم کرد و به عقل نیز دعا خواهم نمود؛ به روح سرود خواهم خواند و به عقل نیز خواهم خواند. (اول قرنتیان ۱۴-۱۵).

مسیحیت از همان ابتدا گهواره مناسبی برای پرورش و گرامی داشت موسیقی ناب بوده است و بی شک موسیقی کلاسیک به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای فرهنگی تمدن بشری ، حیات و بسطش را مدیون کلیسا و آیین های پرستشی آن بوده است، به حدی که سرودن آهنگین ستایش نامه های تثلیثی (Trinitarian doxology) بخشی لاینفک از آیین های پرستش بسیاری از مسیحیان است و هر هفته در فصل الختام مراسم به جای آورده می شود.  نوابغی چون یوهان سباستیان باخ ( که به حق پیامبر موسیقی می خوانندش) و یا فرانس شوبرت بسیاری از شاهکارهایشان را در همین بستر آفریده اند. حتی موسیقیدانانی کمترمذهبی چون ولفگانگ موتسارت به نوبه ی خود به کلیسا ادای دین کرده اند و آثاری با شکوه و ماندگار را برای موسیقی کلیسایی آفریده اند. آن چه در تمام این آثار مشترک است زیبایی، خضوع و تمانینه و افتادگی و در یک کلام نوعی “آهستگی” است که به وضوح به چشم میخورد.

شوربختانه مسیحیت فارسی زبان از این همه زیبایی سهم اندکی داشته است و همین سهم اندک را نیز با بی سلیقه گی به هدر داده است.  آیین پرستشی مسیحیت فارسی زبان آیینی بسیار جوان است و اولین سرودنامه های آن توسط مبلغان و مبشرانی تولید شده که نه اساسا فارسی زبان اولشان بوده و نه چندان موسیقی می دانسته اند. بسیاری از این سرودها ترجمه عجول ، پر از سکته و گرته ای ناقص از متنهای انگلیسی ، فرانسه و یا حتی ارمنی اند که روی موسیقی اصلی خوانده می شوند. فارغ از محتوای روحانی سرودها ، تفاوتهای آوایی زبان فارسی و زبان مرجع ، نحوه ی اجرای اشتباه هجاهای بلند و کوتاه در متن فارسی و تعداد نامتقارن هجاها در هرمصرع بین دو زبان چندان پررنگ است که در همان ابتدا سرود را به گوش مخاطب فارسی زبان غریب می نمایاند. در بسیاری از سرودها ، عبارتی از کتاب مقدس برداشته شده و بدون توجه به تعداد هجاها وکوتاهی و بلندی آنها به یک قطعه موسیقی خورانده شده است. تنظیم پرسکته ی سرود معروف “چنان که آهو برای نهرهای آب شدت اشتیاق دارد…” فارغ از محتوای زیبای روحانی آن مشتی نمونه ی خروار است.

با به عرصه آمدن جوانانی خوش فکر درابتدای دهه پنجاه و شصت خورشیدی حرکتی در زمینه تولید سرودنامه های جدید آغاز شد. حتی مجموعه ای از کاست های روحانی منتشر شد که در آنها سرودهای جدید به شکل صحیح اجرا و ضبط شده بود تا راه درست خوانی را برای ایمانداران هموار کند. متاسفانه با وقایع میانه ی دهه شصت ، دستگیری بسیاری از رهبران کلیسا و ترور پیشگامانی چون شهید اسقف هایک هوسپیان مهر این حرکت ناتمام ماند. حرکت غیرقابل اجتناب به سوی کلیساهای خانگی در دهه ی هفتاد نیز نوعی عدم تمرکز و سلیقه محوری در محتوا و نحوه ی اجرای سرودهای پرستشی بوجود آورد که بسیاری از آنها را از فروتنی و روحانیت مسیحی تهی کرد.

با مهاجرت بسیاری از مسیحیان فارسی زبان به خارج از ایران و مشتری سالاری و رقابت جمعی از رهبران کلیساها در جذب این ایمانداران و پناهجویان ،کار به جایی رسید که سرودهای جدید دیگر تفاوت چندانی با ترانه های زمینی پاپ و راک رایج در بازار موسیقی نمی کنند. نگاهی کوتاه به انبوه آثاری که به عنوان سرودهای پرستشی در فضای مجازی وجود دارند ، نشان می دهد که بحران تا کجا پیش رفته است. اگر آن صلیب روی دیوار نباشد اساسا معلوم نیست که آیا  این آثار در یک کلیسا اجرا شده اند یا در یک نایت کلاب. رقص نورها و دکورهای آن چنانی ، موسیقی پر سروصدای راک یا شش و هشتی وطنی  و صد البته بیگانه با محتوای پرستشی ، خوانندگان جیغ کش و فالش خوان ، نوازندگان پر اطوار و حرکاتی بیش از حد موزون(!) جماعت   جا را برای روحانیت تنگ کرده اند و شأنی برای نیایش باقی نمی گذارند. فضا طوری ست که توگویی هر چه بیشتر جیغ بکشید و بیشتر اطوار در بیاورید خداوند صدایتان را زودتر می شنود. انگار دیگر “به عقل خواندن” و “ترنم” و پرستش  آن گونه که کتاب مقدس می گوید ،چندان اهمیتی ندارند. آن چه مهم است اجرای شو و پرفورمانس است و لایک گرفتن و “شاخ” شدن در فضای مجازی. متاسفانه تکرار کلماتی مانند “خداوند” و “نجات” و “جلال برتو” و “هلله لویا” گفتن های مدام نیز در این میان طرفی نمی بندد و کمکی به جلال یافتن خداوند نمی کند. خداوند بر صلیب در آن همهمه از یاد می رود ،سرود زمینی می ماند و در خدمت خودنمایی خواننده یا خوانندگان. به تجربه ی حقیر ،حتی در کلیساهای موسیقی و آواز محوری چون کلیسای گاسپلی فیلادلفیا چنین شلختگی ای در اجرای موسیقی روحانی وجود ندارد.

واضح است که هر انسانی نیاز به شادی دارد. خوش بودن چیز بسیارخوبی ست .به گمان نگارنده اصلا بد نیست که ایمانداران دور هم جمع شوند ،مهمانی  برگزار کنند ، ساز بنوازند و برقصند و درچارچوب کلام خداوند خوش باشند. فقط نام “پرستش” برآن نگذارند. این نام روحانی را برای زمانی کنار بگذارند که کلام می خوانند، دعا می کنند و خداوند را در کمال افتادگی می سرایند و جلال می دهند.

هر سخن جایی و هر نکته مقامی دارد.

نگارنده:کسری_م