مانی رسانه ManiMedia

مسیحیت و اصلاحات اجتماعی

سیر تحولات اجتماعی و سیاسی در دنیای امروز آنچنان به سرعت در جریان است که می تواند برای هر بیننده بی طرفی گیج کننده و غیر قابل پیش بینی باشد . در این میان قطعا داعیه داران افکار و ایدئولوژی های مذهبی و غیر مذهبی هر یک به زعم خود نسبت به تحلیل امور و پیش بینی وقایع آینده پرداخته و نقشی را که می توانند در آن ایفاء نمایند  ارائه و راهکارهای خود را عرضه میدارند. در این میان مسیحیت امروزی در دو وجه خود در قبال این مطلب قابل تشخیص هستند         پرچم داران دیدگاه های  مترقی طلب نسبت و متفکرین سنتی مسیحیت که تقریبآ در دو اردوگاه فکری قابل تشخیص می باشند گروه اول بر این باورند که مسیحیت   اعتقادی است که به امور آخرت شناختی بیشتر متوجه است و حتی اندک فعالیت های این جهانی را در پرتو تاثیرات آخرت شناسی آن می نگرند و گروه دوم که معتقدند مسیحیت نوین می باید نقش پر رنگ تری در فعالیت های سیاسی و اجتماعی داشته باشد . بواقع تفکر کدام گروه به اعتقادات راستین مسیحی نزدیکتر است ؟ پاسخ به این سوال از آن دست پاسخ هایی است که شاید نتوان براحتی بدان رسید .اگر دنیای امروزی را دنیای تحولات پی در پی بدانیم چرا راه حل های مسیحی نتوانند با حفظ بنیادهای اصیل و غیر قابل تغییر اعتقادی اما با شیوه های نوین پاسخگوی نیازهای امروزی انسان ها باشند؟ بطور مثال از دیر باز شیوه عملکرد خدمتی دیدگاه کاتولیسیسم مبتنی بر عمل و انجام خدمات عام المنفعه وشیوه عملکرد خدمتی پروتستانتیسم بر بیان شفاهی و ابلاغ کلامی مفاهیم انجیل بوده ولی آیا زمان آن نرسیده تا از تلفیق این دو روش به شیوه نوین این رسالت در عصر کنونی ادامه یابد؟. بنا براین می توان ضمن حفظ بنیادهای اعتقادی برای نیازهای امروز  جوامع نیز به راه حل های مسیحی رسید .اما اگر متفکرین این دو اردوگاه همچنان بر دیدگاه های یکسو نگر خود پافشاری نمایند شیوه برخورد مسیحیان نسبت به نیاز جوامع به اصلاحات اجتماعی راه بجایی نخواهد برد. اما سبک و سیاق بانی مسیحیت در این مورد چه بود ؟ آیا نیاز به تغییرات و اصلاحات در آن عصر و زمانه وجود نداشت ؟ واگر بر این باوریم که وجود داشته او چگونه با این مطلب برخورد می نمود؟ با اندک نگاه موشکافانه متوجه میگردیم که راه حل او نه شیوه       انقلاب های سیاسی و نه به صورت گوشه گیری و دیر نشینی بود او    ۱۲ تن را انتخاب نمود که عامی بوده و تازه یکی از آنان نیز مرتکب خیانت شد اما وی با آگاهی از خصوصیات آنان تمام اهتمام خود را صرف تعلیم انان قرار داد  ولی سوال اینجا است این چه راه حلی برای اصلاحات و تحولات مورد نیاز جوامع بوده و هست ؟ اگر در همان مقطع زمانی از این زاویه به مطلب بنگریم قطعا هیچ پاسخی متصور نیست اما امروز بخوبی تاثیر مستقیم این انتخاب ۱۲ تن شاگرد  و تربیت آنان ظرف ۳ سال را بخوبی بصورت مستقیم بر متجاوز از ۳۳ الی ۳۷ درصد کل جمعیت کنونی جهان بعنوان انسان های مسیحی و تاثیرات غیر مستقیم آنان را بر سایر جمعیت های جهان می بینیم .

حال با این چالش روبرو خواهیم بود؛ آیا امروزه عیسی مسیح راه حل نهایی و منحصر بفرد خود را برای اصلاحات اجتماعی به ما نشان نمی دهد ؟