مانی رسانه ManiMedia

متن کامل سخنرانی امید ازگمی در اولین همایش “دانستن حق من است”

مانی رسانه- اولین همایش “دانستن حق من است” جمعه ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۸ در شهر یالوا ترکیه برگزار شد. امید ازگمی بعنوان یکی از سحنران ها با تیتر: ” آسیب شناسی مسیحیت فارسی زبان در دوران معاصر ” ایراد به سخن نمود.

متن کامل سخنرانی:

خانم ها آقایان سلام  عنوان مطلبی که می خواهم با شما در میان بگذارم درآمدی بر آسیب شناسی مسیحیت فارسی زبان است اگر بیاد داشته باشیم در ایران در خیابانها وقتی با تابلوی آزمایشگاه های طبی برخورد می گردیم در برخی از آنان نوشته شده بود آزمایشگاه طبی و مرکز پاتولوژی . آسیب شناسی همان پاتولوژی است که واژه فرانسوی آن است و در علوم زیستی و علوم انسانی کاربرد دارد کار آسیب شناسی شناخت عواملی است که مانع بازدهی سالم و کارد درست یک سیستم و ساختار میشوند چه یک ارگانیزم زنده باشد و چه یک سازمان و مجموعه و ساختار . بررسی این موضوع چه از بعد زمانی و چه درمحتوای هر مقطع آن بسیار وسیع هست به همین  دلیل عنوان این مطلب را درآمدی بر آسیب شناسی مسیحیت فارسی زبان گذاشته ام تا تنها دری بر روی آن در افکارمان گشوده شود . تمرکز ما امروز بر مقوله رشد و فعالیت مسیحیت در میان اقوامی ایرانی است که زبان مادری شان زبان فارسی است البته در ایران اقوام ایرانی دیگری نیز می باشند که زبان مادری شان فارسی نیست مانند ارامنه و آسوری های عزیز . طبعا با این تعاریف وقتی صحبت از آسیب شناسی در این مورد پیش می آید این تصور هست که بزرگترین آسیب را به این جریان جفا و سختی ها و مقابله هایی که از بیرون با آن میشود بدان وارد می آورد اما اینطور نیست جفا و سختی ها هرگز در مسیحیت نتوانسته مانع رشد شده و بالعکس به رشد و ترقی آن کمک نموده . تصور کنید یک جسم یا بدن انسان ممکن است از بیرون دچار تهاجم گرما و سرما و در معرض صدمه توسط اشیاء خارجی قرار گیرد اما راه برخورد و محافظت از خود سخت نیست چون هم آسیب و هم آسیب رسان قابل مشاهده اند و می توان راهکاری برای آنان در نظر گرفت اما بزرگترین آسیب ها را به این بدن تومور ها و غده هایی میزنند که در خفا در درون بدن رشد میکنند و و این بدن را مورد تهاجم قرار میدهند . می دانم هر زمان صحبت از آسیب شناسی در این موضوع میشود اغلب این تفکر بوجود می آید که نباید بدان وارد شد چرا که موجب میشود تا دشمنان از ان استفاده کنند و مستمسکی برای تهاجم بیشتر بدست آورند اما اتفاقآ برعکس اول اینکه این حرکت نشانه ایی از صداقت این جریان فکری اجتماعی بوده که برخلاف سایر تصورات و جریان ها قصد انکار و کتمان عیوب اش را نداشته و بدنبال اصلاح خود می باشد دوم آنکه این حرکت موجب تفکیک عناصر سالم این جریان از بقیه شده که باعث میشود در افکار عمومی همه را به یک چوب نرانند و قصور و گناه برخی را به حساب همه فعالان این عرصه نگذارند و سوم آنکه افکار عمومی بجای انتقادات توهین آمیز و اتهامات بی اساس مخالفان با مباحث منطقی و صحیحی آشنا میشوند که موجب جلب اعتمادشان به این جریان فکری اجتماعی خواهد شد قبل از ورود به بحث اصلی یک مختصری برسابقه تاریخی این جریان داشته باشیم قدمت مسیحیت فارسی زبان را به تقریب می توان متاثر از تاریخ آغاز مسیحیت دانست اگر در خصوص ستاره شناسانی که نوشته شده از مشرق برای دیدار عیسی نوزاد به بیت لحم رفته بودند تشکیک وجود داشته باشد که  فی المثل از همدان ایران بودند و یا بابل عراق در خصوص نمایندگانی از سه قوم ماد وپارت و عیلام که به نوشته باب دوم کتاب اعمال رسولان در روز بنطیکاست جزکسانی بودند که در اورشلیم حضور داشته و موعظه پطرس را شندیده و اتفاقات محیرالعقول آأن روز را دیده اند هیچ شکی نمی توان داشت قطعا آنان در بازگشت از آنچه دیده و شنیده بودند با دیگران سخن گفته اند اما شواهد تاریخی از حضور کلیسای مسیح در حدود ۲۰۰ میلادی در ایران خبر میدهد و برخی مکتوبات دلالت بر وجود تجمعات مسیحی در استان های گیلان و باختران یا همان کرمانشاهان می نماید از قرن دوم تا اواخر قرن هجدهم به بازه زمانی مربوط میشود که از بحث ما خارج است مقولاتی نظیر نستوری شدن کلیسای ایران و شرح احوالات و آن دوران امروز مورد بحث ما نیست اما از سویی دیگر در اواخر قرن ۱۵ و اوایل قرن ۱۶ نهضتی در اروبا شکل گرفت که به اعتراضیون یا پروتستان ها موسوم شد حدود دو قرن بطول انجامید تا این نهضت جایگاه خود را بدست آورد و از تاثیرات کاتولیکی خود بیرون آمد و از اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ حرکت مبشرینی از این نهضت به سایر نقاط دنیا آغاز گشت دو فرقه پرزبیترین یا مشایخی که در ایران موسوم به کلیسای انجیلی بوده و انگلیکن یا اسقفی مبشرینی به ایران گسیل داشتند که منشاء خدمات بسیار مفیدی شدند بویژه با توجه به شرایط اجتماعی آن زمان . دامنه خدمات آنان در زمینه های روحانی بزشکی و فرهنگی بسیار مفید و تاثیرگذار بوده و زبانزد خاص و عام بود روزگاری در کتابها می خواندیم که چگونه در عصر برده داری مبشرین برای آنکه به برده ها بشارت دهند حاظر میشدند تا به برده گی فروخته شوند تا به اجتماع آنان داخل گردند اما به عینه در خدمات این مبشرین میبینیم که در حالی که میدانستند حضورشان در جمع جذامیان بازگشتی ندارد حاظر میشوند داوطلبانه در جذام خانه ها خدمت کنند تا ضمن خدمات درمانی خبر خوش انجیل را هم به آنان برسانند و امروز حیاط و صحن این جزامخانه ها در شهر هایی مانند همدان و مشهد مزار و مدفن آنان است این خدمات کجا و برخی فعالیت ها و عملکردها که امروز بنام مسیحیت در دنیای فارسی زبانان انجام میشود کجا ؟؟ . اما در واقع در طی ۴ دهه گذشته بر مسیحیت فارسی زبان چه گذشت ؟ آیا ما شاهد رشد بودیم یا شاهد رکود؟ بدون شک بسیاری از فعالان و افراد صاحب نام این حوزه بر گسترش و رشد آن اشاره می نمایند اما موضوع این است که بدلیل فقدان اطلاعات آماری صحیح جواب قاطع و صحیحی نمی توان به این سوال داد اگر چه این حقیقت قابل کتمان نیست که استقبال بسیار گسترده ایی وجود داشته و از آمارهایی ورودی به این جریان نقل و صحبت هست اما آیا هیچکس از آمارهای خروجی آن هم اطلاع دارد ؟ جدا از کسانی که امروزه مسیحیت را مستمسکی برای  پناهندگی قرار داده اند که تکلیفشان مشخص است و بعد از رسیدن به مقاصدشان بدنبال راه خود میروند آمار کسانی که زخم خورده اند و برای همیشه از کلیسا بریده اند کجا است؟ آمار کسانی که حتی ایمان مسیحی را در اثر دیدار و برخورد های ناشایست کلآ کنار گذاشته اند کجا است؟ چرا در این جریان فکری اجتماعی هر بار صحبت از اتحاد و همبستگی بین گروه های مسیحی فارسی زبان میشود یا باید یکی در برابر دیگری تمکین کرده و به زیر مجموعه اش اضافه شود و یا برود پی کار خودش ؟ چرا نمی آموزیم با هم کار کردن الزمآ به معنای تحت نظر قرار دادن و قرار گرفتن و مدیر و زیر دست بودن نیست؟ گرچه تمثیل زیبایی نیست و گویی هر کس بدنبال بزرگ تر نمودن گروه و دسته و پیروان و خانواده خودش هست بمثال خانواده های مافیایی که هر کس بدنبال منافع خودش می باشد !! و خیلی جالب است در این میان برخی حرکات هم دیده میشود که کسانی که از خاستگاه تعلیمی مشخص و پیشینه تفکر و نگرش الهیاتی خاص خود می باشند نه به منظور اتحاد بلکه برای گسترش حدود و قلمرو خود سعی در جذب همه گونه نگرش های الهیاتی شده و همه تفاسیر و برداشت ها را می پذیرند فقط برای افزایش تعدادشان ! در حالی که اشخاص می توانند ضمن حفظ اصول و دیدگاه های الهیاتی خود با تکیه بر وجوه مشترک اعتقادی با سایر مسیحیان متحد و متفق بوده و نیازی به تغییر موضع نداشته باشند .مسیحیت فارسی زبان بویژه در اجتماعات پناهجویان در اغلب نقاط جهان بشدت از فقدان آموزش صحیح کتابمقدس رنج میبرد برخی اشخاص نه توان پاسخ گویی به نیازها و سوالات روحانی و کتابمقدسی مردم را دارند و از ترس از دست دادن منافع حاظر به دریافت کمک از دیگران هم نمی باشند و در نتیجه در پاسخ به مردم یا با پرخاشگری جلوی صحبت شان می گیرند و یا با جواب های خود ساخته تعالیم غلط را اشاعه می دهند از جانب دیگر در همین شرایط هستند کسانی که برای حفظ و نگهداری اشخاص در گروه های خود و حفظ و بالا بردن آمارهایشان از اسناد و مدارکی که دال بر ایمان مسیحی افراد می نمایند نیز استفاده ابزاری نموده و بدین وسیله می خواهند اشخاص را وادار به حضور در اجتماعاتشان بنمایند حتی مواری مشاهده شده که با سواستفاده از نیازهای اقتصادی افراد با توزیع ارزاق و ارایه برگه های تخفیف فروشگاه ها سعی در پایبند نمودن افراد نزد خود نموده اند البته این خدمات و کمک رسانی به نیازمندان همواره امری خوب هست اما نه برای پایبند نمودن افراد نزد خود حتی کار به جایی رسیده که درمواردی از بیماری افراد نیز سواستفاده میشود و بنام کمک به درمان مقادیری مورد سواستفاده قرار می گیرد به شخصه با افرادی گفتگو داشتم که حتی از بیان برخی اشکالات به خادمین شان واهمه داشتند چرا که بجای صدای یک شبان و معلم با صدایی به شباهت صدای یک فرمانده پادگان برخورد نموده اند . و باور کنید هیچکدام از این موارد بزرگ نمایی و غلو نیست بلکه حتی یک از هزار است . از سوی دیگر کسانی که باید بفکر کنترل و نظارت بر مجموعه های تحت نظرشان باشند فقط بدنبال یک چیز هستند آمار و ارقام  . البته گسترش و توسعه فعالیت های مسیحی امری صحیح و مبارک است اما به چه قیمتی؟ در باور مسیحی هدف وسیله را توجیح نمی کند . تازه آن هم کدام هدف ؟ هدف واقعی و اصلی شاگردسازی است ولی آیا امروزه افزایش آمارتجمعات مسیحی بمنزله افزایش شاگردان مسیح است . شاگردسازی زمان می خواهد ممارست می خواهد تعلیم صحیح می خواهد از همه مهمتر تنها کسانی می توانند شاگرد تربیت کنند که خود شاگرد باشند آیا الان این طور هست؟ یا از کل مباحث شاگردسازی فقط اصل اطاعت را می دانند ! نتیجه چه میشود ؟ افراد به صرف کسب مناصب و عناوین شروع به تملق و مجیزگویی می کنند و با هر روش ناصحیحی که بفکرشان می رسد سعی در بالا بردن آمارها دارند آنانی هم که باید به کار این اشخاص کنترل لازم را داشته باشند فقط بدنبال نتایج آماری هستند!! و می دانید در لابلای چرخدنده های این گونه فعالیت ها چی در حال نابودی هست؟ جسم نه بلکه روح مردم و ابدیت شان . چون بمانند عمل واکسیناسیون که بدن را در برابر اصل آنچه بدان تلقیح میشود مقاوم می سازد این نوع مسیحیت رقیق و آبکی که فاقد ارزش ها و روش های صحیح است افراد را در برابر مسیحیت واقعی مقاوم می سازد و چنین اشخاصی هر بار که با مقوله های مسیحی روبرو میشوند می گویند ای بابا مسیحیت اش رو هم دیدیم ؟؟!! وقتی اشخاص درد دل ها و قصوراتشان را نزد کسی که باید در حکم پدر باشد میبرند و بعد همان مطالب را مانند اهرم فشاری برخود می بینند آیا حق ندارند که بپرسند مسیح تو دیگر چرا؟ آنها که هنوز به آن رشد و بلوغ روحانی نرسیده اند که فرق مسیح و خادم مسیح را بدانند آنها هر دو را یک می بینند .اساسا چنین فعالیت هایی چه نتایجی برای نسل های آتی خواهد داشت .وقتی امروز من هیچ برداشت و استنباط صحیحی از تحول روحانی که موجب شده تا یک مسیحی باشم نداشته باشم چه حاصل و نتیجه ایی برای نسل بعد از خود بجا خواهم گذارد از شخص سوال میشود چگونه مسیحی شدی؟ جواب میدهد یکروز رفتم کلیسا یک چیزی را گفتند و من هم تکرار کردم همین !! تمام برداشت و استنباطی که شخص از ایمان مسیحی دارد همین است ! کل مفاهیم عمیقی مثل توبه ایمان ملاقات با خدای زنده وتحول تولد تازه تبدیل میشود به بیان جملاتی بی روح و سطحی که وقتی از آن یاد کنند چنین می گویند فلانی برام دعا خوند و یا کی برای تو دعا ی توبه خونده؟ البته این صحیح است که برخی نو ایمانان توان دعا به شیوه و عبارات کتابمقدسی را هنوز نیاموخته و نیاز به تعلیم دارند اما نه دیگر تا این حد که طوطی وار عباراتی را تکرار کنند که حتی معنانی آنان را نیز ندادند ! جدا از شوخی برخی فکر میکنند که انگار در کلمات سحر و افسونی نهفته ؟ بیاد دارم در دوران جوانی در اردوهای کلیسایی جوانان نمایشنامه ایی را اجرا میکردند که بر اساس یک مزاح بوده که طی آن فردی غیر مسیحی به کلیسایی سنتی برای مسیحی شدن میرود و ضمن آنکه عباراتی را بزبانی قدیمی برایش می خوانند چند قطره آب بر او می پاشند و به او می گویند تا ۴۰ روز نباید هیچ نوع گوشت بخورد و فقط خوراک گیاهی مصرف کند این شخص هم که احتمالا خیلی خوش اشتها بوده چند روز بعد پیش خودش فکر میکند اگر با چند قطره آب می توان انسان زنده ایی را تبدیل کرد چرا با خوراک نمی توان این کار رو انجام داد به رستورانی رفته و مرغی بریان خریده و به منزل میبرد و ضمن پاشیدن چند قطره آب بر مرغ بریان می گوید تو مرغ نیستی بادمجانی !!! و بعد با اشتهای کامل آنرا می خورد روزگاری این مزاح را می گفتیم و می خندیدیم اما امروز گریه  می کنیم چرا که گاهآ برخی اوقات به مواردی می توان برخورد کرد که تا این حد تفکر و ایمان با ارزش مسیحی را تنزل داده اند . قصد و نیت جریان آسیب شناسی این نیست که مانند مسیح شلاق بدست گرفته و صحن معبد را از بساط صرافان و کبوترفروشان پاک کند بلکه اول بدنبال سامری های نیکویی است که در جایی که کاهن و لاوی کاری نمی کنند مسافرین زخمی و دزد زده و بجا مانده را در وسط جاده زندگی زخم بندی و مراقبت نماید و دوم آنکه هر چقدر اینگونه مطالب مانند تومورهای بدخیم و سرطانی مورد بررسی در آزمایشگاه های پاتولوژی خوش آیند نیستند اما تا درد شناخته نشود درمان را نمی یابیم و پنجاه درصد درمان تشخیص درد است و تازه آنکه آگاهی بر این آسیب ها است که می تواند جلوی رشد و توسعه آنانرا بگیرد پس اشاعه آگاهی خود نوعی درمان است از این جهت دانستن حق من است البته در مقابل این جریان اشخاص و گروه هایی قرار دارند که تا مادامی که زبان به تملق بگشاید و به به و چه چه کنید شما نیک خوب روحانی و فرشته هستید ولی اگر بخاطر عیوب را آشکار کنید آنهم نه برای رسوایی بلکه برای درمان میشوید عنصر نفوذی و دشمن در لباس دوست و مخرب ایمان مردم تهمت و برچسب هم که مجانی تر از شکلک های شبکه های اجتماعی فضای مجازی است که دیدی نگفتیم اینها عناصر نفوذی فلان جا و جاسوس بهمان جا هستند افراد ساده اندیش و پاک دل هم که روح شان از چیزی خبر ندارد می گویند راست می گویند چرا در مورد مردان و زنان خدا اینطور حرف می زنید!؟ مسیح و مسیحی و خادم مسیح که هیچوقت اینگونه نمی شود . غافل از آنکه هر گردی گردو نیست هدف سوم جریان آسب شناسی آگاه سازی اقشار غیر مطع است و این جریان به لطف خداوند در بین صاحب نظران و متفکرین علیرغم مواجهه با عوامل ایذایی در حال رشد و توسعه است . جریان آسیب شناسی مسیحیت فارسی زبان دامنه اش به عرصه های دیگری نیز نظیر چگونگی سواستفاده افراد از مسیحیت برای پناهندگی نفوذ جریان های انحرافی تعلیمی و شکل گیری نوعی مسیحیت سیاسی و سیاست زده و……..هم کشیده می شود که باشد برای زمانی دیگر و مکانی دیگر…

متن کامل سخنرانی مانی راستین در اولین همایش “دانستن حق من است”

متن کامل سخنرانی دانیال دانا در اولین همایش “دانستن حق من است”