درپی کشتار صدها نفر از مردم معترض جان به لب رسیده در آبان ماه ۹۸، عطش نظام قدرت و ثروت و فریب حاکم به انتقام گیری از مردم معترض و گسترش جو ارعاب بالاخره به صدور حکم قطعی اعدام برای سه جوان ایرانی؛ امیرحسین مرادی، سعید تمجیدی و محمد رجبی منجر شد. حکمی بیرحمانه که نه تنها به بدیهی‌ترین موازین حقوق بشر که حتی قوانین خود این نظام نیز دهن کجی می‌کند. برخی از وکلای پرونده‌ای که حکم جان ستاندن متهمانش قطعی شده هنوز نتوانسته‌اند به پرونده دسترسی پیدا کنند!

این سه جوان ایرانی جز «اعتراض» که از حقوق اولیه انسانی شان است و در اعلامیه جهانی حقوق بشر(اصل۲۰) بر آن تصریح شده و حتی قوانین داخلی ایران(اصل ۲۷ قانون اساسی) نیز آن را به‌رسمیت شناخته، مرتکب نشده‌اند و به گفته خود در هیچ حرکت تخریبی نیز حضور نداشته‌اند. وانگهی بنا بر کدام قانون و مجوزی مجازات آسیب‌رسانی مردم جان به لب رسیده به برخی اماکن عمومی اعدام است؟ در بسیاری از کشورهای آزاد جهان در صورت بروز شورش‌ها سعی در فهم علل عصیان جامعه و حل و رفع آن دارند. ولی در استبداد دینی حاکم بر ایران، نیروهای امنیتی خود به شکل رذیلانه‌ای تلاش در ایجاد و تشدید خشونت و تخریب دارند.

امروزه هشدار نسبت به وضعیت اسفبار کشور و بروز نارضایتی‌ها و خشم و خیزش اعتراضی مردم، دیگر نه تنها از سوی فعالان سیاسی و کارشناسان مستقل بلکه از زبان بعضی وزرای دولت نیز شنیده می‌شود.

حاکمان ایران اما، هراس و نگرانی‌شان را از این آتش زیرخاکستر نه با پاسخ به مطالبات مردم، تغییر شیوه حکمرانی و حتی بسان دیگر دیکتاتوری‌ها با وعده و وعید ولو ظاهری و عوامفریبانه بلکه با خط و نشان کشیدن برای مردم در رنج و فشار، تکرار سناریوی همیشگی ارعاب و هراس افکنی، تجهیز هرچه بیشتر نیروهای سرکوب و با اعدام بیگناهان بروز می دهند.

ما جمعی متکثر از فعالان سیاسی، مدنی و فرهنگی صدور این احکام وحشیانه را محکوم می‌کنیم و برآنیم که برای توقف ارابه مرگبار حاکمان ایران، همگان فارغ از هرگونه گرایش سیاسی باید دست به دست هم داده و یک صدا افکار عمومی و وجدان ایرانیان و جهانیان و نهادهای حقوق بشری را به یاری بطلبیم تا مانع ادامه این روش جنایتکارانه توسط حاکمان نظام ولایت فقیه شویم.

رهبر جمهوری اسلامی که شخصا فرمان آتش گشودن به سینه پیر و جوان و زن و مرد معترض از کم درآمدترین اقشار جامعه را صادر کرده است، مسئولیت اصلی را در این خونریزی و کشتار برعهده دارد. برای توجیه این جنایت، او حتی معنای مستضعف را که روزی سنگ‌شان را به سینه می‌زد، تغییر داد. وی و همه کسانی که در این سرکوب سیستماتیک و خشونت و خونریزی عریان مشارکت دارند روزی نه چندان دور باید پاسخگوی اعمال خویش در پیشگاه ملت بزرگ ایران باشند.

اینک ما فارغ از هر گرایش سیاسی که داریم با صدای بلند انزجار خود را از صدور حکم اعدام برای سه جوان هموطن‌مان اعلام می کنیم و از هر طریقی که بتوانیم برای توقف اجرای این حکم ضدانسانی تلاش خواهیم کرد. ما از همه آزادیخواهان جهان در این تلاش یاری می طلبیم.