مانی رسانه ManiMedia

شهربانو سادات از مهاجرت؛ و بازگشتش به افغانستان می گوید

به گزارش سرویس پناهندگی و مهاجرت مانی رسانه-فیلم پرورشگاه، از ساخته‌های شهربانو سادات، سینماگر و کارگردان افغان از روز چهارشنبه ٢٧ نومبر درسینماهای فرانسه به نمایش گذاشته شده است.

شهربانو سادات که در حال در حاضر در فرانسه به سر می برد، در گفتگویی با مهاجر نیوز در مورد تجربه اش از زندگی در مهاجرت، بازگشتش به افغانستان و کارهای جدیدش در دنیای فیلم سخن می گوید.

شهربانو سادات کارگردان جوان افغانستان در سال ١٣۶٩ در ایران زاده شد و پس از یازده سال زندگی در هجرت، با خانواده‌اش به روستای دورافتاده‌ای در ولایت بامیان، به افغانستان بازگشت. او در بازگشت به کشورش با تجربه های تلخ مهاجرت وداع گفت و پس از تلاش و پشت کار در بخش سینما، به عنوان یک کارگردان جوان افغان به شهرت جهانی رسید.

شهربانو برنامه های آموزش فیلمسازی را در مؤسسه “آتلیه واران” در کابل گذرانده، و تاکنون چندین بار در بخش “دو هفته کارگردانان” جشنواره کن در فرانسه شرکت کرده است.او در سال ۲۰۱۶ برای ساخت نخستین فیلم بلندش، “گرگ و گوسفند”، جایزه “هنر و سینما” را به دست آورد.فیلم اخیر او بنام “پرورشگاه” نیز در جشنواره کن امسال در بخش “دو هفته کارگردانان” نمایش داده شد. این فیلم از تاریخ ٢۷ نومبر٢٠١٩ در سینماهای فرانسه به نمایش گذاشته شده است.فیلم پرورشگاه، در جشنواره امسال کن در بخش دو هفته کارگردانان نمایش داد.

مهاجر نیوز: بازگشت به افغانستان چه تاثیری در کارهای مسلکی تان به ویژه در بخش فیلم سازی داشته است؟

شهربانو سادات: بازگشت من به افغانستان برایم هویت دوباره داد. من یازده ساله بودم که با خانواده ام به افغانستان رفتم و در دیارم زندگی را از سر گرفتیم. من در ابتدا با تلویزیون طلوع کار کردم و در یک سریال تلویزیونی نقش داشتم.  بعد از آموزش سینما در اتلیه واران در کابل، در آغاز فیلم های کوچک می‌ساختم اما بعدتر اقدام به ساختن فیلم های بلند کردم و در نتیجه دو فیلم بلند سینمایی “گرگ و گوسفند” و “پرورشگاه” را ساختم. این همه موفقیت ها و دستاورد هارا من مدیون بودن در دیارم هستم.

مهاجر نیوز: به نظر شما مهاجرت چه پیامد هایی را در بر دارد؟

در این مورد زیاد نمی دانم، اما نظر به تجربه ام، مهاجرت می تواند پیامد هایی خوب و بدی را در بر داشته باشد. بستگی دارد به مهاجرت در کجا و در کدام شرایط…. از یک جهت درک می کنم آنهایی را که در محیط کابل، در شرایط محدود و آزادی های نسبی زندگی می کنند، اما این عادلانه نیست که همه چیز را به دوش افغانستان بیاندازیم. این کشور به عنوان یک جغرافیا وجود دارد و وجود خواهد داشت.

افغانستان بلاخره به من و تو و ما نیاز دارد. ما می توانیم یک بلانس و یا توازنی را میان مهاجرت و وطن برقرار کنیم. اگر بخواهیم افغانستان تغییر کند ما باید جزء تغییر باشیم و به اهداف مان باور داشته باشیم. اما آنهایی که بالاخره نمی توانند در افغانستان بمانند نیز حق دارند در کشور دیگری زندگی کنند.از جمله پیامدهای مثبت مهاجرت، آشنایی با فرهنگ و رسوم کشورهای دیگر است.

مهاجرت باعث می شود دیدگاه ها بزرگ شود و جهان بینی وسعت یابد. به گونه ای مثال مهاجران افغان در خارج از کشور بیشتر متحد هستند و دید تعصب نسبت به یکدیگر ندارند. اما بدون شک پیامد های منفی در مهاجرت، همانا دور شدن از هویت، زبان و فرهنگ و در کل، دور شدن از کشور است. همه چیز را باید از صفر شروع کرد، از آن افغانستانی که در آن حضور داری و در بطن جامعه اش زندگی می کنی، دیگر دور می شوی. مهاجران اکثرا دچار زندگی روزمره گی می شوند. جامعه برخی از کشور ها به گونه ایست که از آدم ماشین می سازد.

مهاجرنیوز: تجربه شما از مهاجرت در کشور ایران چگونه بود؟

من به معنی حقارت ها و تعصبات نسبت به یک مهاجر افغان، در ایران پی بردم. در کارت هویتم نوشته بودند ویژه آوارگان افغانستانی… آنها به من آموختند که نمی توانم آرزویی داشته باشم. من و خانواده ام زندگی را با شرایط سخت مانند هر افغان دیگر در ایران گذراندیم. برای من، شهربانو سادات، رسیدن به آرزوهایم ممکن نبود. روزی که آمدم افغانستان، با آنکه خودم را در یک قریه دور افتاده و بدون امکانات یافتم، اما تصمیم گرفتم که باید انتخابی داشته باشم وبه این پی  ببرم که خانه ام کجاست. برای همین من و خانواده ام تصمیم گرفتیم که در افغانستان بمانیم و در وطن خود زندگی کنیم. بعد از مدت ها من کابل آمدم و خانواده ام در بامیان ماندند.

مهاجرنیوز: با توجه به شرایط نا امن در افغانستان، و با اینکه امکانات سفر به اروپا را دارید، آیا می خواهید به در یکی از کشور های اروپایی زندگی کنید؟

من مهاجر زاده شده ام و نمی خواهم در هجرت زندگی کنم. با آنکه ترکیب هردو، یعنی یعنی سبک زندگی اروپایی و روزمره گی های قشنگ کابل را دوست دارم، اما ترجیح می دهم در خانه ام در کابل زندگی کنم. من و خانوده ام تجربه ای تلخ مهاجرت را سپری کردیم. پدرم می گوید هر حالتی که بیاید، اگر طالب بیاید یا وضعیت به هرگونه تغییر کند، در همین خانه و قریه خود، در بامیان خواهم بود. این گپ پدرم برایم آموخت که چهل سال جنگ در افغانستان از کنترل من خارج است… خانه ام کابل است، هر اتفاقی که افتاد، تصمیم خودم است و من در خانه خودم و در کابل عزیز خوش هستم.

مهاجر نیوز: بدون در نظرداشت وضعیت و شرایط نا امن، زندگی در کابل چگونه است؟

شرایط سیاسی در افغانستان خواه ناخواه پایدار نیست اما زندگی ادامه دارد. این یک عادت شده است که مردم خود را در هر حالت در جامعه وفق می دهند. چیزی که می تواند برای جامعه فاجعه بار باشد. در بد ترین حالت ها، به مردم یاد داده شده است که خود را با شرایط موجود سازگار سازند. اگر مجاهدین آمدند، زنان حجاب را انتخاب کردند، اگر طالب آمد، چادری بر سر کردند و مرد ها لنگی… و حالا طور دیگریست. اما کابل نظر به چند سال گذشته تغییر کرده است، نسل جوان در کافه ها دید و بازدید می کنند و رسانه ها فعال هستند. من کابل را به خاطر روزمره گی هایش دوست دارم. برای یک نویسنده و یا یک فیلم ساز، جزئیات زندگی خیلی مهم است. حتی در وضعیت موجود، می توان به جزئیات و روزمرگی های کابل دل بست… اکنون من در اپارتمان خودم زندگی می کنم و روی پروژه های جدیدم کار می کنم.