مانی رسانه ManiMedia

زنده‌گیری پرندگان شکاری در جنوب کشور نگران کننده است

به گزارش سرویس خبر مانی رسانه- زندگی به آخرین فصل تابستان که می‌رسد بیابان‌های جنوبی کشور از خوزستان تا سیستان و بلوچستان پر می‌شود از کو‌خه‌دارانی که زمین را چال کرده و در کوخه‌ها نشسته‌اند به هوای صید پرندگان شکاری. درست مثل زمانی که فصل میگو فرا می‌رسد و سواحل جنوبی کشور لبریز می‌شود از لنج‌ها و قایق‌هایی که به صید میگو آمده‌اند. کوخه‌داران تا دهه ۶۰ حتی مجوز شکار هم از سازمان حفاظت محیط زیست کشور داشتند اما وقتی پرواز پرندگان شکاری به سراشیبی انقراض رسید، دفتر صدور مجوز برای کوخه‌داری، بسته شد. لیست پرندگان شکاری هم در فهرست قرمز بین‌المللی قرار گرفت تا جلوی تبادلات منطقه‌ای و جهانی آن گرفته شود اما هیچ کدام از اینها راه به جایی نبرد. کوخه‌داران خوزستانی و بوشهری‌ و هرمزگانی و سیستان و بلوچستانی، کوخه‌داری را بردند به بیابان‌های خراسان جنوبی و شمالی و از گلستان گذراندند و راه کوخه‌داری را به مازندرانی‌ها هم یاد دادند تا پرندگانی را که از سرمای سیبری هوای ایران می‌کنند، زودتر شکار کنند و بیاورند به سواحل جنوبی کشور! بعد هم به گفته «احسان موسوی» فرمانده یگان حفاظت محیط زیست بوشهر در نقاط کور سواحل جنوبی که به عقل جن هم نمی‌رسد بفرستند به بازارهای پررونق کشورهای حوزه خلیج‌فارس بویژه قطر!
فصل کوخه‌داری!
شهریور که می‌رسد کار محیطبان‌های استان‌های جنوبی هم در می‌آید. تا اواخر آذرماه همین آش است و همین کاسه! کوخه‌داران، کوخه می‌سازند، محیط‌بان‌ها کوخه‌ها را خراب می‌کنند! فردا، دوباره روز از نو و روزی از نو. کوخه‌داری یکی از شغل‌های آبا و اجدادی جنوبی‌ها است. وسعت کوخه‌‌نشینی بر اساس گفته‌های موسوی آنقدر زیاد است که گاهی اوقات حتی پای محیطبان به برخی از مناطق کوخه‌داری و کوخه‌‌نشینی نمی‌رسد.
«داریوش محبی» فعال حوزه محیط‌ زیست بوشهر در گفت‌و‌گو با «ایران» کوخه‌داری راشغل پاییزی کشاورزان جنوبی می‌داند‌. او می‌گوید: «دهه ها قبل  و قدیم ترها کوخه‌نشینان هر دهستانی فقط در منطقه خود در کوخه می‌نشستند. حالا اما با زیاد شدن وسیله نقلیه و بالا رفتن شدید قیمت پرنده‌های شکاری و آگاهی یافتن از سیر کوچ و مهاجرت پرندگان شکاری از سیبری تا خلیج فارس، خریداران داخلی به فکر اعزام کوخه‌نشینان به استان‌های در مسیر کوچ افتادند. آنها با پذیرش تمام هزینه‌های کوخه نشینی، کوخه‌نشینان را راهی دیگر استان ها کردند. این روند زنده‌گیری و حرفه کوخه هر سال رو به فزونی بود. به گونه‌ای که دیگر استان‌هایی که شناختی از این کار نداشتند نیز کوخه‌نشینی را پیشه خود ساختند. «حالا کار به جایی رسیده که مازندرانی‌ها کوخه‌نشینان بوشهری را کنار زده‌اند و خود به کوخه نشسته‌اند.»
احسان موسوی فرمانده یگان حفاظت محیط زیست بوشهر نیز در گفت‌و‌گو با «ایران» مقصد همه پرندگان شکاری چون بحری، شاهین و بالابان را که در دام کوخه‌داران می‌افتند، سواحل جنوبی می‌داند. قطر بازار بزرگ صیدهای کوخه‌داران ایرانی است. بندر عسلویه، دیر و کنگان نزدیک‌ترین فاصله را به قطر دارد و باعث شده است تا حتی کوخه داران افغانستانی، پاکستانی، هندی و… هم از طریق سواحل ایران پرندگان شکاری را به بازار قطر بفرستند .
«رضا کیامرزی» دامپزشک و پژوهشگر پرندگان شکاری به «ایران» می‌گوید: «زادآوری پرندگان شکاری در کشورهای عربی کم است. دسترسی اعراب به ثروت نفت و گاز هم باعث شده تا شیوخ اعراب پرندگان شکاری خود را از کشورهای دیگر و بویژه کشورهای شمالی‌تر که محل مهاجرت و زادآوری این پرندگان است، به دست آورند.»
ایران مرز آبی مشترکی با کشورهای ثروتمند عربی خلیج فارس مانند کویت، قطر، امارات و… دارد. به عربستان هم نزدیک است. این چهار کشور از بزرگترین واردکنندگان قاچاق پرندگان شکاری هستند. کیامرزی می‌گوید: «قرار گرفتن ایران در مسیر مهاجرت شمال به جنوب پرندگان شکاری و همچنین مسیر ترانزیت بودن ایران برای قاچاق این پرندگان از سایر کشورها مانند هند، افغانستان، پاکستان، چین و…به کشورهای ثروتمند عربی و در نهایت دارا بودن گونه‌های بومی و زادآور مورد علاقه شیوخ عرب، موقعیت خاصی برای ایران به‌وجود آورده است.»
فصل شکار آهوبره!
آذرماه که تمام می‌شود تازه فصل شکار هوبره(آهوبره) شروع می‌شود! اصلاً صید پرندگان شکاری مقدمه صید هوبره‌های بیابان‌های ایران برای قاچاق به کشورهای حاشیه خلیج فارس است. هوبره یکی از گونه‌های مهم و در حال انقراض محیط زیست ایران است که در بین شیوخ عرب دلدادگان زیادی دارد که مثل ریگ بیابان پول خرج می‌کنند تا هوبره‌ها را با پرندگان شکاری صید کنند. پرندگان شکاری هم که پیشتر توسط کوخه‌داران صید شده‌اند و توسط شبکه‌ای گسترده از مرز آبی ایران گذشته و به دست شیخ نشینان قوچ باز رسیده‌اند.
موسوی صید پرندگان شکاری در ایران را کاملاً شبکه‌ای و سازمان یافته می‌داند. او می‌گوید: «آنها ابزارهای قوی، امکانات خوب و نفرات بسیاری در سراسر کشور دارند که برای جابه‌جایی پرنده‌ها از آنها استفاده می‌کنند.» کسانی که مدام شماره تلفن هایشان را تغییر می‌دهند تا امکان ردیابی را از مأموران نیروی انتظامی بگیرند. به محض آنکه کوخه‌داری توسط نیروی انتظامی یا سازمان حفاظت محیط زیست دستگیر می‌شود نامش از لیست کوخه‌نشینان این شبکه خط می خورد و کس دیگری جای او را می‌گیرد. این شبکه از فقر روستاییان برای صید پرندگان شکاری سود بسیاری می‌برد. لنج‌ها و قایق‌های حمل پرندگان شکاری هرسال تغییر می‌کنند تا به گفته موسوی ریسک قاچاق کم شود. شبکه سازمان یافته پرندگان شکاری مسیرهای امن دور از دسترس تعداد اندک محیطبان‌ها را بلد است. ماشین حمل پرنده‌ها تا به ساحل برسد توسط خودروهایی اسکورت می‌شود. موسوی می‌گوید: «همیشه خودروهای اسکورت جلوتر از خودروهای حمل پرندگان در حرکت هستند تا وضعیت جاده‌ها و پلیس راه‌ها را بررسی و چراغ سبز را برای عبور آنها روشن کنند.» بعد از گذر از موانع، خودروهای حامل، پرندگان را به قایقی می‌رسانند که در جایی پرت از هزاران کیلومتر ساحل خلیج فارس به انتظار شاهین‌ها، بحری‌ها و بالابان‌ها مانده است. در ۲۰ کیلومتری ساحل وسط دریا هم یک لنج منتظر است تا محموله پرندگان شکاری را تحویل بگیرد و به کشورهای عربی بروند.
کیامرزی متخصص پرندگان شکاری می‌گوید: «در بین این پرندگان شاهین سرخ، بالابان، شاهین بحری زادآور و بومی در ایران دارای جثه کوچکتر و قیمت بسیار کمتری از شاهین بحری و بالابان‌های مهاجر از کشورهای شمالی به ایران است.شاهین سرخ و بالابان های بومی و زادآور ایران که از نظر ارزش ژنتیکی برای کشور ما بسیار      باارزش هستند، متأسفانه با قیمت تا چند ۱۰ میلیون از صیادان داخلی خریداری می شوند در حالی که شاهین بحری و بالابان‌های مهاجر که جثه بزرگتری دارند از چند ۱۰ تا چند صد میلیون تومان به فروش می‌رسند.» او قیمت میلیاردتومانی برخی از پرنده‌ها را یکی از دلایل گسترش کوخه‌داری می‌داند و می‌گوید: «گاهی اوقات صید یک پرنده زندگی صیاد را زیر و رو می‌کند.» پرنده‌های مهاجری که در ایران به دام کوخه‌دارها می‌افتند و سر از کشورهای حوزه خلیج فارس در می‌آورند در کشورهای عربی آموزش شکار آهوبره می‌بینند و دوباره از راه قاچاق وارد ایران می‌شوند تا این بار شیوخ عرب به کمین هوبره‌های ایران در مناطق بیابانی بنشینند. موسوی می‌گوید: «ورود اتباع عربی به همراه پرندگان شکاری به ایران ممنوع است.» آنها اما راهش را یافته‌اند. پرنده‌ها را به لنج‌های ایرانی می‌سپارند و خود به اسم تاجر و گردشگر وارد ایران می‌شوند. موسوی می‌گوید: «یک لنج را با کمک نیروی دریایی سپاه متوقف کردیم که از سمت قطر به ایران می‌آمد. ۱۵ بالابان در این لنج توقیف شد.» بالابان یکی از گونه‌های ارزشمند شکاری ایران است که بوشهری‌ها به آن «چرخ» می‌گویند. مقصد شیوخ عرب در فصل شکار هوبره، کرمان، یزد، خراسان جنوبی و شمالی و… است.
براساس گزارش‌ها ، تجارت غیرقانونی حیات‌وحش با گردش مالی حدود ۲۳ میلیارد دلار، پس از قاچاق مواد مخدر، اسلحه و انسان، در جایگاه چهارمین تجارت سیاه دنیا قرار دارد.حیواناتی که با قیمت چند دلار از صیادان بومی خریداری شده و در نهایت با قیمت‌های چند۱۰ هزار دلاری معامله می‌شوند.
کیامرزی متخصص پرندگان شکاری، «بازداری» قانونی در ۱۱۰ کشور جهان و پرورش پرندگان شکاری را راهی می‌داند که می‌تواند جلوی تاراج ثروت ملی پرندگان شکاری که در رأس هرم غذایی هستند، بگیرد. او اما یادآوری می‌کند که زیرساخت‌های پرورش پرندگان شکاری وجود ندارد و مردم هم شکار گونه‌های ممنوع و در معرض انقراض را انتخاب کرده اند تا مهاجران میهمان ایران قربانی تفریح ثروتمندان عرب شوند! احسان موسوی فرمانده یگان حفاظت محیط‌ زیست بوشهرهم دست‌ها را بالا می‌برد و می‌گوید: «محیط ‌زیست بدون کمک سایر دستگاه‌های ذیربط چون دریابانی، نیروی انتظامی، اطلاعات و… نمی‌تواند صیادان پرندگان شکاری را صید کند، آنها با جدید‌ترین امکانات همیشه یک گام جلوتر از محیط‌ زیست هستند!»

زهرا کشوری*ایران**