مانی رسانه ManiMedia

زنان ایرانی از دیرباز آزاده بوده اند

‫یاسمین شالوم متحده‬‎ ile ilgili görsel sonucuمانی رسانه- سرکوب یک جامعه تنها از راه زنان ممکن است زیرا که زنان قادرند فرزندان آزاد و رها تربیت کنند! « سیمون دوبووار»

زنان ایرانی در طول تاریخ، زنان شایسته و با احترامی بوده و هستند. از زمان ایران باستان زنان در شکار، و ابداع برخی از ابزار خانوادگی نقش داشته و نگهبان آتش بوده. زنان ایران باستان امور قبیله و دولت شهرهای کوچک را اداره کرده اند و‌ گاه در رأس خاندان و خانواده قرار گرفته اند. در ضمن دارای مقام روحانی و معنوی هم بوده اند، در دوران هخامنشی نقش زن و نفوذ آنها در امور سیاسی و فرهنگی زیاد بوده است.

در دوران اشکانیان زنان اجازه و قدرت طلاق دادن همسر را داشته اند. در دوران ساسانیان زن حق مالکیت داشته و می‌توانسته قیم پسرش باشد و دارای حقوق مخصوص بوده تا آنجا که به دادگاه شکایت ببرد و حتی به مقام فرمانروایی دست یافت.

درجای جای شاهنامه زن همچون پرورنده بزرگ مردان و سرچشمه الهام یاد شده است از پوراندخت و آذرمیدخت، فرانک مادر فریدون و دیگر زنان با قدرت که در ادبیات حماسی ایران و همزمان شخصیت ویژه ای دارند. زنان در شاهنامه فردوسی نمونه ای درخشان از سیمای لطیف و قدرت می باشند.

در دوران پهلوی زنان از بند حجاب رها یافتند و به مقامات بالا رسیدند. زن به مقام وزارت رسید و هم به سمت قضاوت راه یافتند تا اینکه انقلاب رسید، انقلابی که هر قول و وعده ای که داده بودند برعکس آن عمل شد.

در سال ۱۲۸۱ که مدرسه دوشیزگان در تهران تاسیس شد امام جمعه مسجد العظیم گفته بود که کلمه دوشیزه شهوت انگیز است و وای بر ملتی که مدرسه دوشیزگان داشته باشد.

روز اول گشایش مدارس بعد از انقلاب ۵۷ فرم دبیرستان را پوشیدم و با موی مرتب که شب قبل بیگودی پیچیده بودم به دبیرستان رفتم. با تعجب متوجه شدم تنها من و چند تن دیگر از دختران دانش آموز که شمار آنها از انگشتان دست فراتر نبودند بدون روسری بودیم. باورم نمیشد شاید از سادگی، سخنان آیت الله خمینی را که گفته بود بعد از انقلاب او در سیاست دخالت نخواهد داشت و طلبه ها به مساجد باز خواهند گشت را جدی گرفته بودم.

در آن زمان کم کم متوجه شدم که نه تنها روسری بلکه باید با مقنعه اسلامی به دبیرستان بروم و تخفیف هم ندارد، به خودم میگفتم چرا من که از اقلیت یهودی هستم هم باید حجاب اسلامی داشته باشم؟ همانگونه چرا هر اقلیت مذهبی دیگر باید طبق روال و قوانین مذهب دیگر بپوشد؟

کم‌کم متوجه این نکته شدم که اینجا دیگر انتخابی نیست و باید تابع روش مذهبیان تند رو باشیم. به هر اداره دولتی که وارد می شدیم نگهبانان زن که بسیار آتش آنها داغ بود و بعد از انقلاب نانشان در روغن بود، از سر تا پا را باز جویی و بصورت تحقیر آمیزی زنان را تفتیش میکردند. اگر با ناخن لاک زده بودیم اجازه ورود داده نمیشد، اگر جوراب کلفت به پا نداشتیم به بیرون هدایت میشدیم. سختگیری ها بسیار بودند و روز بروز بر شدت آنها افزوده میشد و هر گونه آزادی از زنان سلب میشد.

بسیاری از زنانی که در انقلاب ۵۷ شرکت کرده بودند با وجود اینکه با حجاب مخالف بودند و تنها برای وحدت با مذهبی ها روسری بر سر کرده بودند و همکاری آنها در زمینه حجاب سوء تعبیر شد و رژیم بیشتر و بیشتر ارتجاعی شد.

در تمام هشت سال جنگ ایران و عراق هم زنان در پشت صحنه نقش بسیار مهمی ایفا کردند. به جای اینکه زنان به مقامهای بالا برسند و در صدر مقامات مهم قرار گیرند، نرده های محدودیت تنگتر شدند و در همان چند سال اول می‌شنیدیم که مردان برای جنگیدن و حفظ ناموس به جنگ با عراقیان میروند و زنان برای خانه داری، زاییدن و تربیت فرزندان، صیغه شدن، و اجازه دادن به همسر برای تعدد زوجات، بهمین روال زنان در ایران بدلیل قوانین مذهبی در محل کار با تبعیض شدید روبرو هستند.

با گذشت سالها زنان ایرانی نتوانستند این خفقان و شرمندگی را بیشتر تحمل کنند و کم کم به میدان آمدند، دختران خیابان انقلاب تظاهرات کردند، انتقاد و شروع به مبارزه با حجاب اجباری کردند.

موقعیت زنان ایران بیشتر از همیشه نگران کننده می‌باشد، هر چند روزی خبری از بازداشت زن یا زنان رزمنده در ایران شنیده می‌شود، چرا اینقدر رژیم جمهوری اسلامی اینقدر زندگی را بر زنان سخت و عرصه را تنگ می کند؟

چرا حجاب و پوشش اجباری تا این حد به یک مسئله سیاسی و امنیتی در نگاه مقامات تبدیل شده است و چرا واکنش زنان به حجاب اجباری یک نگرانی بزرگ برای دولت است؟
چرا دوچرخه سواری برای زنان باید ممنوع باشد، بله در قانون این حکم وجود ندارد ولی عملأ برای زنان دوچرخه سواری ممنوع است، چرا زنی که حجاب خود را حفظ نکرده، تف بر صورت او انداخته شود و در ملأ عام مورد تهمت و تحقیر ماموران قرار گیرد و به جریمه نقدی و هفتاد ضربه شلاق محکوم شود؟ اگر بیشتر اعتراض کند زندان هم به آن اضافه میشود و اگر آن زن بخود جرأت بدهد و از حق زنان دیگر دفاع کند، در اتوبوس یا قطار شاخه های گل بین زنان پخش کند و آنها را به دوستی و دوست داشتن فرا خواند جرم او زندان است، حتی بدون هیچگونه حق دفاعی از خود و این در حالیست که اگر افراد خانواده به دفاع از دخترشان برخیزند تحت تعقیب قرار گرفته و خطر زندانی شدن آنها هم حتمی است.

حجاب اجباری، عدم صلاحیت زنان برای قضاوت در دادگاهها، محدودیت زنان در دسترسی به برخی رشته های تحصیلی، عدم دسترسی به بسیاری از مشاغل مردانه، محدودیت ورود به ورزشگاهها، ترانه خوانی در ملأ عام و محدودیتهای بسیاری دیگر.

زنان ایرانی که لایق رسیدن به مقام والای انسانیت هستند، متاسفانه در سال ۲۰۱۹ زنان ایرانی برای اینکه تنها درخواست دارند در تعیین سرنوشت خود دخالت داشته باشند به زندان می افتند در حالیکه از نظر حقوق انسانی نباید تفاوتی بین زن و مرد باشد.

متاسفانه اخبار هولناک، حشیانه و غیر انسانی اسید پاشی بر صورت زنان و دختران جوان را هم بارها و بارها شنیده ایم که خط قرمز را از هر نظر گذرانده است.

با دیدن زنان ایرانی که شالهای رنگارنگ بر سر میکنند و آرایش زیبا بر صورت زیبای خود دارند با مانتوهای با سلیقه و بدون دکمه، زیرا که حجاب به روسری و مانتو نیست باید امیدوار بود که اینبار هم ندای آزادی برای ایرانیان از سوی زنان بر آید.

یاسمین شالوم متحد*تایمز اسرائیل**