مانی رسانه ManiMedia

تجربه ایی تاریخی برای مسیحیت فارسی زبان

مانی رسانه- امید ازگمی. تاریخ کلیسای مسیح بصورت اعم همواره در طول تاریخ در دل خود درس های عبرت آموزی را داشته تا نسل های آتی از ان بهره ببرند که طبعآ مختص قوم و زبان خاصی نیست اما مشکل از آنجا آغاز میشود که اشتباهات تاریخی در دوره های مختلف تکرار می شوند و شاید یکی از دلایل آن عدم ارتباط و آگاهی نسل ها از پیشینه خود می باشد حداقل ظرف چهار دهه گذشته مسیحیت فارسی زبان می بایست به این حقیقت تاریخی واقف میشد که هر زمان فشار و جفا و سختی بر آحاد این اجتماع افزوده شده موجبات انسجام و اتفاق نظر گروه های مختلف مسیحی را حتی با نظرگاه های متفاوت الهیاتی سبب شده و هر زمان به حسب شرایط اجتماعی این فشار برداشته و یا کاهش یافته بر جدایی ها و تنش ها در درون این مسیحیت افزوده شده از مصادیق بارز این حقیقت شرح احوال مسیحیت فارسی زبان ایرانی در داخل و خارج از ایران است که در داخل بدلیل مشکلات و جفاها همواره انسجام بیشتری مشاهده میشده ولی در خارج از ایران اگر نگوئیم هیچ حداقل به میزان اندکی این اتفاق نظر و همسویی در کار خدمت برای گسترش ملکوت خداوند دیده میشود یعنی همان چیزی که کینه توزان همواره به آن اهتمام ورزیده و اینک بی هیچ زحمتی برایشان  براحتی در حال شکل گیری است آیا بواقع زمان آن نرسیده تابدنبال تحقق دعای مسیح در باب هفده یوحنا باشیم که فرمود : ای پدر قدوس آنان را به قدرت نام خود به من بخشیده ایی حفظ کن تا یک باشند چنانکه ما هستیم .آیا موقع آن نیست که دیدگاه های مختلف این بستر اجتماعی به این نتیجه برسند که این مزرعه آنقدر وسیع است که هیچ یک به تنهایی توان برداشت محصولش را ندارند ! جدا از برخی جریانات سودجویانه که حسابشان از بدنه سالم این جریان همواره جدا بوده و خواهد بود حقیقتآ وقت آن است تا خدمتگزاران صدیق به میدان آمده دست در دست یکدیگر به برداشت محصول پردازند یکی از تفاوت های مشهود در مزارع و کشتزارهای جوامع مرزبندی های آنان است در جوامع پیشرفته و جهان اول حد فواصل بین مزارع به صورتی است که حداقل زمین بیفایده باقی مانده و بالاترین محصول و بازدهی را می توان برداشت نمود اما در جوامع جهان سوم بدلیل تنگ نظری ها و دعوا و ستیز مالکان فواصل بین مزارع به گونه ایی است که بخش قابل ملاحظه ایی از زمین فاقد بازدهی می ماند چرا که هرکس بدنیال حفظ قلمرو و حد و حدود خود است ای کاش میشد به نقطه ایی رسید تا مرزبندی ها را به حداقل ممکن رسانیده و همه جریانات فکری ضمن همیاری و همکاری به ملکوتی بیندیشند که در آن مرزها رنگ می بازد.