مانی رسانه ManiMedia

ایمان مسیحی و سیاست (قسمت دوم)

 مانی رسانه- در ادامه مبحث ایمان مسیحی و سیاست اجازه بدهید مزمور ۲ را با هم بیاد آوریم ، طبق این مزمور می بینیم که ملتها همیشه در حال جنگ و نزاع با همدیگر هستند.در آیه ۲ نکته جالبی که می بینیم این است که  همان فرمانروایان بر ضد خدا و ماشیح به مشورت می نشینند.

وقتی به  سیاست در تاریخ  نگاه می کنیم رقابتی می بینیم بین ملتها و مسح شده یا همان ماشیح ،  آنچه در اینجا بوضوح دیده می شود، اینکه   پشت همه رقابتهای سیاسی و کمپین ها و دعواهای سیاسی و احزاب راست و چپ و در پشت پرده  همه این اصول سیاسی دنیوی انگار یک توافق کلی بر ضد خداوند نقش بسته که مزمور نویس در مزمور ۳:۲ بیان می کند که” بیایید بندهایشان بگسلیم و زنجیرهایشان از خود بیفکنیم”

دوست، برادر، خادم و همکار عزیز اگر خواستار نابودی و مرگ یک رژیم ستمکار هستید این را به خوبی به یاد داشته باشید که هر دولت و سیاستمدار دیگری نیز که شما طرفدار او هستید اگر ظهور کند  نیز در یک توافق کلی بر ضد خداوند نقشه ها خواهند کشید.

می خواهم در اینجا به قلب همه ی همه این جدالها و حرکات سیاسی اشاره کنم، در یعقوب ۴ :۱-۲  به زیبایی اشاره شده:

 ” از کجا در میان شما جنگ و جدال پدید می آید؟ آیا نه از امیالتان که در درون اعضای شما به ستیز مشغولند؟ حسرت چیزی را می خورید اما آن را به دست نمی آورید، از آن رو که در خواست نمی کنید”

در این آیات یک مشکل اساسی انسان را مشاهده می کنیم،یعنی مشکلی  که در قلب انسانهاست  . انسانها خواستار دیده شدن  و جلال پیدا کنند و بالا رفتنند، آنها می خواهند ستایش شوند آنها می خواهند که قانون و دولت تعیین کنند…

سیاست در این دنیا زمانی شروع شد که قلب انسانها خواستار همان جلال و بزرگی خدا شد. ما مسیحیان باید بسیار مواظب باشیم اگر وارد یک جریان سیاسی شده و خود را قهرمانانه برتر از هر کس دیگری ببینیم که به فکر یک ملت بوده و می خواهیم یک ملت را از ظلم و ستم ستمگر آزاد نمائیم ،دچار و درگیر همان  انگیزه اولیه نشده باشیم. گرچه شاید بگویید نه،  ولی در داستان انسان و خدا وقتی به پیدایش نگاه می کنیم ۲۶:۱-۲۸  می فهمیم که خدا انسان را شبیه خود آفرید.

سیاست زمانی شروع شد که مار آدم و حوا را فریب داد ،آنها خواستند که همان جلال و عظمت خدا را به دست آورند در  پیدایش ۱۲:۳ وقتی آدم فهمید که نمی تواند جای خدا را بگیرد تقصیر را گردن خدا و حوا انداخت، و این خطا به نسلهای بعد و تا به امروز هم ادامه پیدا کرده است.

گناه از آن جایی شروع شد که انسانها خواستند جای خدا را بگیرند. دوباره می خواهم تفکر کنیم و مشکل اساسی را دوباره یاد آوریم، اغلب اوقات  در جمعهای خصوصی می نشینیم و صحبت از این می کنیم که از سیاست بیزاریم و با آن کاری نداریم ولی در عین حال شروع به انتقاد از افراد سیاسی می کنیم و یا حتی وقتی  تاکسی سوار می شویم ایده های خود را به راحتی بیان نموده و   شروع به ترویج   عقاید شخصی خود در دایره کوچکتر می نمائیم و در عمل   نظرات شخصی خود را دیکته می کنیم .در واقع سیاستمداران بزرگ در یک دایره بزرگتری به این کار مشغول هستند و سعی در این دارند که نظرات و ایده ها و عقاید خود را در محیط بزرگتر اجرایی کنند.اگر امروز شاهد و نظاره گر کلیساها و کشیشان سیاسی و مرگ برگویان   هستیم باید هوشیار باشیم که تحت تاثیر ایده ها و عقایدی که برگرفته از کلام خدا نیست قرار نگرفته و  اجازه ندهیم که حکمی که از خدا نیست به ما و بدنه کلیسای فارسی زبان دیکته شود.باید هوشیار بوده  و   انگیزه ها ی قلبی خود را  را تفتیش نمائیم و بیندیشیم که آیا سیاست در این دنیای گناه آلود پیروزی و جلال را به ارمغان می آورد؟

نقطه شروع در قلوب و افکار ماست  به همین دلیل امثال ۲۳:۴ می فرماید “دل خویش را با مراقبت تمام پاس بدار، زیرا سر چشمه امور حیاتی است” و عیسی مسیح هم در مرقس ۱۸:۷-۲۳ اینطور بیان می کند چیزی که از قلب انسان بیرون می آید او را نجس می کند.

دوستان عزیز اگر می خواهیم  امور سیاسی را دنبال نموده  و راه  امیدی تازه به دست بیاوریم تا از دام سیاستها و شعارها و کمپینهای این دنیای شکسته و کاسبان مذهبی آزاد شویم باید از قلب شروع کنیم، قلبی که خلقت تازه و طرز تفکر نو را در خود یافته است.

ارمیا ۱۳: ۲۳ می فرماید” شما که به بدی کردن خو کرده اید کار نیک توانید کرد؟ در این دنیای سقوط کرده و گناه آلود وقتی به قلبهای انسانها نگاه می کنیم همه به دنبال مطرح شدن، جلال یافتن، ستاره شدن، معروف شدن، تعیین تکلیف کردن، قانون گذاشتن و کمپین شروع کردن هستند حتی به خود این اجازه را می دهند که خود را نماینده و رهبر یک جنبش در یک اجتماع معرفی کنند.کلیسا بدن مسیح است و خداوند ما را به اعتماد دعوت کرده است و اگر به خود اجازه می دهیم به تنهایی از طرف یک جامعه خود را پیشرو یک حرکت اجتماعی و سیاسی بدانیم و کسانی را که با همراهی و همدلی نمی نمایند  شیطان و گمشده خطاب کنیم آیا  نمی بایست از خود بپرسیم پس فرق من با آن ظالمان ،مستکبران و دیکتاتورها در  چه چیزی است؟

چرا باید ذوق زده شویم زمانی که اسم خود را در فلان روزنامه دولتی پیدا کنیم و از تریبونهای خود اعلام کنیم و به مردم بگوییم ببینید کمپینی که گذاشتیم چقدر اثر گذار بوده است.!!

واقعا چرا  در تظاهرات اپوزیسیون شرکت کرده  و در صف اول و با مشتهای گره کرده مرگ برگویان قدم می زنیم؟  گویی که جام قهرمانی را بالای سرخود برده ایم و در انزار ظاهر شده  و خواستار این هستیم که از ما تصویر و فیلم تهیه شود تا همه مردم مرا در صف اول اپوزیسیون ببینند!؟ واقعا چرا؟

  برگردیم به کتاب مقدس وقتی خدا همه مخلوقات و کائنات را خلق کرد به آنها نگاه کرد، گفت نیکوست  و در آیه ۲۸ باب اول پیدایش می بینیم که خدا اجازه داد انسان بر خلقت تسلط یافته بر آن فرمان براند و بعد از این سقوط آدم و حوا را می بینیم و بعد توجیح و دفاع آدم و حوا را که از خود در مقابل خدا می نمایند  در مزمور ۲ به زیبایی اشاره شده  که نزاع و شورش قومها   زمانی آغاز میشود  که چیزی را که می خواهیم بدست نیاورده و به همین دلیل  دست به شورش و طغیان می نمائیم اما   بعد آن  توجیح و دلیل می آوریم که چرا می جنگیم و مبارزه می کنیم و در روی صندلیهای خود مردم را تشویق به شورش و شعار نویسی می کنیم!!!

چقدر قلب ما در چنین اوصافی از خداوند دور است  در حالی که در کلام خدا اینچنین می خوانیم   متی۵ : ۷ و ۹  ” خوش بحال رحیمان زیرا بر آنان رحم خواهد شد” خوش بحال صلح جویان زیرا آنان فرزندان خدا خوانده خواهند شد.  بی شک به عنوان یک مسیحی ایرانی که خلقت تازه  و قلبی تازه در مسیح به دست آورده ایم مطمئناٌ می خواهیم نقشی در  اجتماع داشته باشیم، ما هم جزئی از این اجتماع جفا دیده و ظلم کشیده هستیم ولی باید شمشیرهای جنگ جسمانی را پایین بیندازیم و شمشیر رحم و رحمت  را برداریم. و در پایان  داستان دیلون روف پسر ۲۱ ساله سفید پوستی را می خواهم ذکر نمایم  که بعد از وارد شدن به کلیسای سیاهپوستان عمانوئیل ۹ نفر را از اعضای بی گناه  کلیسا را به قتل رساند.

و در روز دادگاه وقتی جلوی اعضای خانواده و اعضای کلیسا ایستاد همه این افراد یک به یک جلوی این قاتل بی رحم ایستادند و دیلون را بخشیدند، آنها اسلحه جنگ و انتقام این دنیا را انداختند و راه محبت و رحمت را در مقابل بی رحمی و ظلم و گناه این دنیا با قلبی تازه بیان کردند.

ارسال از: آرا طوروسیان شبان کلیسا ایرانیان فیض لس آنجلس**