مانی رسانه ManiMedia

ایمان مسیحی و سیاست (قسمت اول)

 مانی رسانه- به عنوان یک مسیحی و شبان کلیسا  در این برهه زمانی حساس و شرایط سخت سیاسی و اجتماعی ایران و جهان و به عنوان یک ایرانی مسیحی  که در حال عبور از این شرایط می  باشیم یکی از سئوالاتی که با آن روبرو هستیم این است :   آیا یک مسیحی می تواند در امور و مسائل سیاسی شرکت کند؟

امروزه شاهد می باشیم  که از درون اجتماع مسیحیان ایرانی  و کلیسا های فارسی زبان   شبانانی به پا خواسته و دم از آزادی و نجات ایران زده  و ندای مرگ بر این و مرگ بر آن را سر داده و کمپین های مبارزاتی بر علیه ظلم و استکبار  راه اندازی می کنند و اما از  سوی دیگر  رهبران  شبانان و کلیساهای فارسی زبانی را می بینیم که به هیچ عنوان در مسائل سیاسی چه در داخل فعالیتهای  کلیسایی و  چه در خارج از آن هیچ  مشارکتی ندارند.

لذا لازم می بینم  که در مورد معقوله  ایمان و سیاست کمی بیندیشیم  اما اندیشه ایی بر مبانی تعالیم کتابمقدس و نه آمیخته با احساسات و غیرت ملی گرایانه.

در کتاب مقدس آیاتی هست که در ارتباط با سیاست می توان از آنان برداشت هایی نمود، یکی از معروف ترین آنها متی ۲۱:۲۲  می باشد که در آن گفته شده “پس مال قیصر را به قیصر بدهید و مال خدا را به خدا” بسیاری از مسیحیان این آیه را به این صورت تفسیر می کنند که آنچه در این آیه مشاهده میشود دو قلمرو و محدوده متمایز از یکدیگر است که البته میتوان مفاهیم و تعابیری دیگری نیز از آن استنباط نمود  ولی کمی جلوتر که می رویم با روبرو شدن با چنین آیاتی  متی باب ۲۸، یوحنا ۱۱:۱۹ مکاشفه ۵:۱ و مکاشفه ۱۵:۶-۱۷ خود را در برابر سئوالات بزرگتری می یابیم : آیا امروزه  ما نیازبه مسیحی سیاسی داریم  یا مسیحیانی که شاگرد بوده و شاگرد سازی نمایند؟

 چنانکه در آیات ذکر شده می بینیم  خداوند  داور تمام پادشاهان و فرمانروایان و مردم عادی است و تمام اقتدار و قدرت از آن اوست.

به هر حال واقعیت این است که  همه ما امید بر آینده سیاسی سرزمین مان را در خود حمل می کنیم، امیدی که بر پایه آینده ای درخشان بر پایه قوانین بهتر،جامعه مدنی و رعایت حقوق شهروندی و… که اثر مستقیم می تواند بر زندگی کلیسایی ما داشته باشد .همه ما ایرانیان مسیحی در سراسر دنیا منتظر روزی هستیم که بتوانیم در آزادی شاهد گشایش کلیساهای فارسی زبان در ایران باشیم،همه ما در آرزوی آن هستیم که بتوانیم کتاب مقدس را به زبان فارسی در ایران چاپ کنیم،همه ما در آرزوی آن هستیم که هیچ زندانی عقیدتی در زندانها باقی نماند و…

لیکن از یاد نبریم که کلیسا جزئی از بدنه اجتماع است و باید امیدی که برای آن آرزو می کنیم حقیقی بوده  و بر اساس کتاب مقدس باشد.

در یک  مسیحی سیاسی یا یک ساختار سیاسی مبتنی بر تفکر مسیحی  باید انعکاسی از   خوانده شدگی و دعوت خداوند چه در کلیسا و اجتماع و  چه در ساختار مشارکتی اش مشاهده گردد.

اگر مسیحی سیاسی هستیم ولی عدالت را در کلیسا رعایت نمی کنیم،چه فایده که از صبح تا غروب  فریاد عدالت خواهی برای یک ملت را بلند کنیم؟

اگر با صلح و آرامش در محیط خود و دایره اجتماع خود نمی توانیم زندگی کنیم! بر چه اساس بلندگو را به دست می گیریم و آرزوی صلح و آرامش را برای یک ملت فریاد می کشیم!

برای همین است که پولس رسول از یهودیان این سوال را می کند. رومیان۲۱:۲ “تو که دیگران را تعلیم می دهی، آیا خود را نمی آزمونی؟ تو که بر ضد دزدی موعظه می کنی، آیا خود دزد می کنی؟”

در اینجا چند سوال را می خواهم مطرح کنم:

  • شمایی که دم از کمک به ملت مظلوم ایران می زنید، آیا تابحال به پناهندگان ایرانی ترکیه سر زده اید و یا کمک رسانی کرده اید؟
  • شمایی که سخن از حقوق شهروندی و رعایت حق زنان می کنید، آیا به بیوه زنان تنها در کلیسای خود کمک می کنید؟
  • شمایی که دم از همبستگی و فراخوان عمومی و کمپین برای یک ملت دارید، آیا در اتحاد و فروتنی و همبستگی با دایره و اجتماع مسیحیان محلی خود می باشید؟
  • شمایی که دائما از فساد مالی و مشکلات اقتصادی مردم ایران صحبت می کنید، آیا حاضر هستید مسائل مالی خود را شفاف بیان کنید و جوابگو به دولت و کلیسای خود باشید؟
  • شمایی که دم از مرگ بر دیکتاتور و استکبار می زنید آیا رهبر و خادمی فروتن هستید؟

و در آخر  شمایی که به راحتی و با در اختیار داشتن تریبونی که در دست دارید  تمام  نقطه نظرات خود را ارائه می دهید، آیا حاضر هستید با کسانی که مخالف نظر شما هستند در شام خداوند شرکت کنید و در صحبت کردن و بخشش برادران خود ثابت قدم باشید؟

ما مسیحیان درهر اجتماعی که زندگی می کنیم  باید بیاموزیم  شمشیر زبان خود را غلاف کنیم،  چرا که خیلی راحت است که بخواهیم در مقابل کسانی به ایستیم که خلاف ما فکر می کنند.

باید این نکته را همینجا ذکر کنم که  چه قبل از پیدایش کشورها و چه بعد از آن کلیسا بود و خواهد بود، ملتها نسل به نسل تغییر می کنند ولی کلیسا هیچ موقع تغییر نکرده است و نخواهد کرد.

پس قبل از آنکه چیزی را از بلندگو های خود مانند سنج فغان کننده بیان کنیم باید آن را عمل کنیم، یعنی  درکلیسایی که در آن هستیم و خدمت می کنیم کوشش نمائیم  در وهله اول  برای عدالت تلاش کنیم و زندگی کلیسایی ما  بر اساس محبت، صلح و آرامش باشد.

کلیسا جزیره ای محصور نیست، بلکه حرکت کلیسا همیشه از داخل به بیرون بوده و بر اساس پیشبرد پادشاهی خداست.

واقعا درد آور است که برادر و خادم مسیحی را در  یک تلویزیون سیاسی ببینی که صاحب آن با وقاحت تمام سعی در تمسخر نمودن برادر خود در جمع میهمانان رسمی نموده و در آن مسح خدا و عنوان کشیش را تمسخر می نماید.

چقدر زیبا در اتیموتانوس ۲:۲ می بینیم که می گوید ” از آن جمله برای حاکمان و همه صاحب منصبان ، تا بتوانیم زندگی آرام و آسوده ای را در کمال دینداری و وقار بگذرانیم”

ما مسیحیان نمایندگان آسمان و پادشاهی خدا هستیم هر چند شاید بنظر این آسمان ابری و طوفانی بنظر آید.

بازنگری در ارتباط بین  سیاست و ایمان به ما کمک خواهد کرد که متوجه شویم که  تا زمانی که در این دنیا زندگی کنیم درگیر مسائل سیاسی خواهیم بود و همچنین متوجه هستیم که دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم به خاطر گناه  در هم شکسته  ، و هیچ چیز وجه به معنای مطلق  کامل نخواهد بود تا زمان برگشت دوباره شاه شاهان و نجات دهنده ما عیسی مسیح.

ملتها و دولتها به قول مزمور ۲ همیشه بر علیه همدیگر توطئه خواهند کرد و.شما شاید قادر به تغییر دادن باشید و شاید هم نه؟ اجتماع و ملت شما شاید بهتر شوند و یا برعکس بدتر؟

چون خیلی چیزها خارج از کنترل شما و کنترل من هستند چیزی که امروز تحت کنترل و اختیار ما است ، که همسایه خود را محبت کنیم، طالب عدالت در کلیسای خود باشیم و از جایگاه و تریبون خود برای منفعت شخصی سوء استفاده نکنیم.

ارسال از: آرا طوروسیان شبان کلیسا ایرانیان فیض لس آنجلس**