مانی رسانه ManiMedia

اولویت ها در فعالیت مسیحی در بین فارسی زبان ها

مانی رسانه- امروزه عمده تمرکز فعالیت  برخی ازفعالان مسیحی در بین فارسی زبان ها، گرفتن عباراتی شفاهی و اجرای آئین غسل تعمید بوده که در نهایت به بالا بردن میزان آمارها ختم گردد و چنانکه جسته گریخته از لابلای صفحات شبکه های مجازی دیده و شنیده می شود همین آمارها بتوسط برخی سازمانهای آمارگیری حکایت از بدست آوردن رتبه نخست فارسی زبان ها در میان سایر ملل گشته. اما آیا این گونه عملکردها تحقق بخش ایده و نقطه نظرات خداوند است؟

عمده استنادی که امروزه بر آن برای اجرای آئین تعمید آب  پافشاری می گردد فرمان بزرگ عیسی در متی ۲۸: ۱۹ می باشد که در آن موضوع تعمید به نشانه پیروی از عیسی مطرح شده است. اما بمانند تمام حرکتهای نسنجیده اجتماعی در طول تاریخ بین تفکر و فلسفه آغازین یک حرکت تا استمرار آن در طول زمان تفاوت ها در اهداف و انگیزه ها براحتی می تواند شکل گیرد . آنچه در آیه فوق الذکر کانون تمرکز و توجه واقع می گردد عمدتآ بر امر تعمید بنام تثلیث مقدس می باشد ( حال بگذریم از اینکه حتی بدعت هایی همین را نیز نپذیرفته و فقط بنام شخصیت دوم تثلیث اینکار را انجام میدهند) حال آنکه متاسفانه بمانند اغلب موارد دیگر بخش نخست این فرمان بزرگ بکلی از یاد رفته و آن امر مهم شاگرد سازی است در فرمان بزرگ متی ۲۸: ۱۹ تصریح شده آندسته از امتهایی که شاگرد میگردند غسل تعمید آب یابند . البته این مطلب خود نیز می تواند مورد مناقشه واقع گردد که تعریف ما از شاگرد چیست؟  و یا چه کسی می تواند شاگردی  افراد را تایید نماید؟

اما نمی توان کتمان کرد که در یک نگاه عجولانه این مشکلی است که در اغلب مواقع در برخورد و استفاده از آیات انجیل می تواند رخ دهد همانگونه که اغلب  اوقات اصل برداشتن و تحمل صلیب را ذکر می نمایند، ولی پیش نیاز آن یعنی انکار نفس را که بدون آن حمل صلیب یعنی تحمل جفا و مشکلات در قبال حفظ ایمان را از یاد می برند به همین شکل دریافت غسل تعمید بدون قرار گرفتن در زمره شاگردان مسیح حتی در حد قدم های آغازین اما با استحکام و جدیت صرفا موجب بالا رفتن آمار ورودی ها شده وهیچکس از آمار خروجی ها اطلاعی ندارد و یا شاید تمایلی هم به آگاه شدن نداشته باشد! ضمن آنکه هیچگاه نمی توانیم منکر این حقیقت شویم  که چه در آغاز مسیحیت و چه اکنون پس از گذر از قرن ها همچنان آن کسی می تواند شاگرد تربیت نماید که خود اول شاگرد شده باشد.

بی شک با نگاهی جامع به عهد جدید بخوبی مشهود است که صرفا آگاهی از یک حقیقت روحانی دلالت بر پذیرش و انعکاس آن حقیقت در حوزه عملکرد شخصی نمی نماید چرا که شریر و شرارت نیز از کلیه حقایق روحانی آگاه و مطلع بوده و  در جای جای عهد جدید بخوبی این مطلب را مشاهده می کنیم  چنانکه لجئون دیو زده در باب ۵ مرقس معترف به الوهیت عیسی بعنوان شخصیت دوم تثلیث اقدس بوده  و یا یعقوب در رساله اش ایمان را چیزی بمراتب فرا تر از پذیرش یک واقعیت و حقیقت روحانی می داند.پس آیا صرف اعتراف چند کلمه ای آنهم بدون داشتن حداقل شناخت لازم از فرد معترف دلالت بر شاگردی او می نماید ؟

نهایتآ هدف راقم این سطور طرح این سئوال  نزد فعالان نیک اندیش و دلسوز مسیحیت فارسی زبان است که آیا تصور نمی کنید علت العلل بسیاری از معضلات و رفتارهای هنجارشکنانه دربطن مسیحیت فارسی زبان عدم توجه لازمه به اصل مهم شاگرد سازی و یا بعبارت صحیح تر عدم نگاه جامع به تعالیم عهد جدید می باشد ناگفته پیداست که امروزه با هر نگرش الهیاتی در طیف مسیحیت راست دینی هم که باشیم توجه بیشتری به اجزاء فرمان بزرگ مسیح قطعآ راهگشا برای رفع بسیاری از معضلات موجود خواهد بود.