مانی رسانه ManiMedia

الهیات رهایی بخش چیست و چه می گوید؟ (قسمت اول)

مانی رسانه- در راستای مباحث آسیب شناسی مسیحیت سیاسی با یکی از معروفترین نگرش های آن بنام الهیات رهایی بخش در دو قسمت آشنا شویم :

آمریکای لاتین محدوده ایی از جهان است که دارای ویژگی های مختص به خود می باشد که از آن جمله می توان به منابع غنی نیروی کارارزان  شرکت های چند ملیتی  سرزمین کودتاها  و حاکمان نظامی اشاره نمود. طبعآ تجمع چنین ویژگی هایی  پی آمدهای خاص خود را داشته  و بیهوده نیست که  تفکر مبارزه مسلحانه با زیر بنای اندیشه های  مارکسیستی توسط فردی بنام کارلوس ماریگلا چریک مارکسیست برزیلی در این نقطه از جهان  گذارده شد تفکر و مشی که بعدها الگویی برای تمام همفکرانش در جهان در بطن جنبش های چپ منجمله گروه های چپ در ایران نیز واقع گشت .

از ویژگی های دیگر آمریکای لاتین تعدد و ضریب نفوذ بالا کلیسای کاتولیک در بین توده های مردم است و اینها عواملی بودند که بستری را فراهم آورند که در آن ساختار و تفکری بنام جنبش الهیات رهایی بخش  شکل گرفت. تفکری که از ادغام دو دیدگاه تحلیل مارکسیستی جامعه همراه  با نگاه کلیسایی  بدنبال تحقق مفاهیم ملکوت الهی در بین مردم است .

تفکری که از همان آغاز شکل گیری نه در اردوگاه مارکسیست ها و نه در اجتماعات مسیحی نتوانست جایگاهی قطعی برای خود بیابد. طرح کنندگان اولیه  الهیات رهایی بخش عمدتا عبارتند از گوستاو گوتیرز یک کشیش کاتولیک  اهل پرو که  اساسآ موعظات و نوشته های او موجب تولد این قسم الهیات شده و بنوعی او را پدر الاهیات رهایی بخش می شمارند. نفر دوم یک کشیش کاتولیک از اهالی کلمبیا بنام کامیلیو تورز می باشد که طی یک نبرد مسلحانه با نیروهای دولتی کشته شد و رسما توسط مدافعان الهیات رهایی بخش لقب اولین شهید این نظریه را بخود اختصاص داده. همچنین از این جمع  می توان به خوزه پورفیریو میراندا به عنوان یکی از مفسرین برجسته الهیات رهایی بخش از کشور مکزیک اشاره نمود البته  در این فهرست   به افرادی نظیر خوان لوییز سگوندو کشیش فرقه ژزوئیت اروگوئه ایی  نیز برمی خوریم حتی برخی اسقف اسکار رومرو  را که اسقف اعظم ال سالوادور بوده و بوسیله جوخه های مرگ  ترور شد و رسما در لیست شهدای کلیسای کاتولیک قرار گرفت را  نیز در زمره مدافعین الهیات رهایی بخش می شمارند.

اگرچه گفته میشود که وی هیچگاه اسلحه بدست نگرفت اما در موعظات و سخنرانی هایش سربازان دولتی را از آتش گشودن بسوی مردم منع می نمود. نکته قابل تعمق اینکه اسقف رومرو  تا قبل از انتصاب پاپ فرانسیس در افکار جمعی از متفکرین کاتولیک بعنوان فردی افراطی تلقی میشده اما پاپ فرانسیس طی مراسمی آئین تبرک و تطهیر را برای وی بعمل آورد که در کلیسای  کاتولیک  رومی مرحله ماقبل آن است که شخص را بعنوان قدیس اعلام نمایند و این نکته ایی که در سطور بعدی  و بویژه در خصوص فعالیت های  پاپ فرانسیس می باید مورد توجه قرار گیرد .

اما الهیات رهایی بخش چه می گوید ؟ در کوتاه ترین تعریف ممکنه می توان گفت این تفکر ترکیبی است از اصول مسیحیت و عمل گرایی سیاسی .

هدف غایی الهیات رهایی بخش برقراری عدالت و مساوات انسان ها در همه ی زمینه ها، منجمله امور اجتماعی و مذهبی بویژه در آمریکای لاتین می باشد. مدافعان این نظریه رسمآ و علنآ خود را مسئول ایجاد عدالت اجتماعی بویژه برای ضعفا و فقرای جامعه دانسته  و می کوشند با اشاعه آگاهی درجمع توده های مردم و رهبری آنان در فعالیت های اجتماعی از راه کارهای مذهبی بهره جویند  چرا که مدافعان این نظریه  هر گونه ظلم و جور را در منافات با تفکر و ایمان مسیحی می دانند.هدف الهیات رهایی بخش این است که مسیحیان تحقق عدالت و برابری اجتماعی را از وظایف و تعهدات دینی و مذهبی خود بدانند و اساسآ عمل گرایی در راستای مساوات و برابری را از زمره مسئولیت های مهم هر مسیحی می شمارند.

امروزه گرچه در کنار اصول الهیات کلاسیک فارغ از نگرشهای فرقه ایی می توان از اقسام دیگری از الهیات در عصر کنونی منجمله الهیات فمینیستی و الهیات سیاهان  نیز نام برد اما از این میان کارکرد الهیات رهایی بخش به ویژه با نگرش چپ گرایانه آن موقعیت خاص خود را دارا می باشد.

با اینکه  این نگرش در گذشته متعاقب سقوط اتحاد جماهیر شوروی که بنوعی کعبه آمال مارکسیست –لنینیست ها و بطور کلی پیروان تحلیل مارکسیستی از جوامع بشری بوده کم رنگ شده بود اما با برخی تغییرات سیاسی و روی کار آمدن چپگرایان در آمریکای لاتین بار دیگر توان تازه یافته و تحرک یافت تحولاتی نظیر روی کار آمدن هوگوچاوز در ونزوئلا، دانیل اورتگا در نیکاراگوئه، اوو مورالس در بولیوی، رافائل کورئا در اکوادور و بالاخره فرناندو لوگو درپاراگوئه که در واقع این نفر آخر از زمره کشیشان مدافع این قسم الهیات بود.


نگارنده: امید ازگمی

دبیر سرویس مسیحیت مانی رسانه*رهبر کلیساهای ایرانیان شادی در ترکیه*شبان اسبق کلیساهای جماعت ربانی در ایران*