مانی رسانه ManiMedia

آفت نگارش خبرهای غیرحقیقی در دنیای مسیحیت فارسی زبان

مانی رسانه- این روزها با پدیده ای به نام همیاری و دادخواهی مواجه شده ایم!.پدیده ای از طرف برخی سازمان ها و رسانه های مسیحی که بوی پوپولیسم می دهد.

در جامعه ای که مردم عادی هرگونه تصمیمات خود را اغلب بر پایه احساسات می گیرند.دیگر نباید از رهبران اپوزیسیون مسیحی نیز توقعی بیش از این داشت، توقعی که دچار بالا بردن بینش و فرهنگ نوکیشان مسیحی شود!

گاهی افراد عادی خود نه تنها متوجه عملکرد رهبران نیستند،بلکه با تشویق و اشتراک گذاشتن مطالب آن ها،باعث شکل گیری هویت حقوقی در سطح بین المللی می شوند.

بطور مثال  به یاد دارم که چند سال پیش فردی بنام کشیش سعید عابدینی که سال ها در ایران به علت مسیحی بودن در زندان بود.در جمع مجاهدین خلق حضور و ایراد به سخنرانی می نماید.

که پس از آن سازمانی مسیحی که خود را متشکل از چندین کلیسا فارسی زبان می داند،با ارائه بیانه ای به ضد این عمل برخواسته و ایراد می نماید که در مسیحیت فعالیت های سیلسی نه تنها معنا ندارد،بلکه مسیحیت فارسی زبان خود را وابسته به هیچ حزب سیاسی نمی داند. در آن زمان آقایانی دلیل این بیانیه را جلوگیری از فشارهای حکومت ایران بر نوکیشان مسیحی که در ایران زندگی می کنند،دانسته و پایبندی به اصول کتاب مقدس را تاکید می نمودند.

حال پس از گذشت چند سال دریافت و مشاهده می شود که مواضع تاکیدی کتاب مقدسی اینگونه سازمان ها و رسانه ها،تبدیل به خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو و یا از قافله عقب نمانند، شده است.

فعالیت های مستقیم سیاسی برخی از سازمان ها و رسانه های مسیحی فارسی زبان که خود داعیه پرهیز آن  را داشته، آیا به ظاهر یک عوام فریبی برای عامه مردم نیست؟

زمانی که دریافت می نمائیم  آقایان به دنبال لابی گری و تائید برای حمایت های مالی و هویت حقیقی در ارتباط با امور خارجه آمریکا و سازمان های حقوق بشری هستند،دیگر نباید تعجب کرد که تا دیروز افرادی همچون یوسف ندرخانی را که به جرم مسیحیت (از نوع بدعتی) در ایران زندانی است را محکوم و طرد می نمودند، و امروزه بدنبال دادخواهی آن برآمده اند!

به یاد دارم گزارشی مدت ها پیش به مانی رسانه رسید که یک سازمانی مسیحی فارسی زبان در اروپا برای جمع آوری کمک های مالی به خانواده یوسف ندرخانی، گردهمایی برگزار می نمود و از میسیونرهای بین المللی وجه های مالی را دریافت می نمود.

و پس از آن با اعلام اینکه این گروه بدعتی می باشند آن چند صد هزار یورو را هزینه سازمان خود کردند!

آری!باید این شفاف سازی صورت گیرد که حتی اگر سازمان مسیحی فارسی زبان خود را حامی حقوق بشر و یا پیگیر حقوق زندانیان مسیحی در ایران می داند،چرا تا دیروز خط و مشی کتاب مقدس سرلوحه بوده و اما امروز دیگر مهم نیست بدعتی بوده و یا راستین بودن ایمان مسیحی…

متاسفانه زمانی که با هوچی گری و عوام فریبی ها سعی براختلاف “زیر پوستی” درون جامعه مسیحیت است و هیچکس حتی متوجه آن نیست ولی آفت بزرگ فضای مجازی و برخی تریبون های پوشالی موجب می گردد تا شبهات بسیاری بوجود آید. اما چون اکثر عامه مردم ایران از همان فرهنگ کورکورانه، پیروی بی چون و چرا از رهبران خود را دارند. که ناخواسته موجب توهم اینگونه رهبران می شود و ایجاد جنبه هویت حقوقی در سطح بین المللی می گردد.

بگذارید یک مثال مستند دیگری را برای شما بنویسم،بیاد دارم زمانی که کشیش هانری در قید حیات بودن،طی مصاحبه ای با یک رسانه مسیحی مطالبی را ارائه نمودن و بگونه ای در بخشی از آن آمده بود که رهبر کلیسای آن وقت جماعت ربانی تهران،از مسائل پیش آمده و فشارهای نیروهای امنیتی بر کلیسا بی تفاوت بوده و حتی در جمع آوری و انتقال کتاب های مسیحی توسط نیروهای امنیتی،رهبر کلیسا آن زمان یعنی کشیش سوریک اقدام بازدارنده ای انجام ندادند.

پس از نشر آن مصاحبه،عده ای با من تماس گرفته که این موضوع را پیگیری کنم.در آن زمان با کشیش هانری تماس گرفته و موضوع را در میان گذاشتم که شما آیا دلایل و مستنداتی علیه کشیش سوریک به وضوح دارید که در جایی از مصاحبه اینگونه برداشت شده است که ایشان نه تنها سهل انگاری کرده بلکه موجب تعطیلی کلیسا شده اند.

کشیش هانری که در بیماری سخت بودن،با صدایی لرزان گفتند:این صحبت ها را من نکرده ام و برداشت آن رسانه بوده است! که قرار شد مصاحبه ای انجام دهیم و گفته های صحیح تر ارائه شود که متاسفانه عمر ایشان به دنیا نبود.

شما در این مثال دقت کنید که یک رسانه چه نقشی در شکل گیری افکار عمومی دارد.متاسفانه امروزه بخشی از تریبون ها و رسانه های مسیحی با غلط نگاری ها فقط بدنبال مقاصد و منفعت های شخصی خود هستند و هیچ متوجه نیستند که چه ضربه ای به دیگر نوکیشان مسیحی می زنند که به صراحت می گویم برای عده ای تنها زیر مجموعه های خود اهمیت بیشتری دارند.

دقت کنید،این روزها بطور مثال در برخی از رسانه ها با دیپورت شدن یک خانواده مسیحی از ترکیه روبرو هستیم و این امر طی یک تبلیغات هدفداری شکل می گیرد.در متن خبر آمده اداره مهاجرت ترکیه حکم ترک خاک این خانواده را صادر نموده در تیتر و جایی در متن تاکید بر دیپورت دارد. دو مسئله متفاوت دیپورت یعنی بازگشت به ایران و ترک خاک یعنی خارج شدن از خاک ترکیه به هر کشوری که فرد تمایل دارد.در واقع حکم ایشان همان “ترک خاک “است.

دقت کنید، یا همین فرد مذکور مصاحبه ای انجام میدهد و بزرگ نمایی هایی می شود که پلیس ترکیه با خدمت خادمین مسیحیت فارسی زبان مخالف است! گرچه  هم اکنون و در گذشته کشیش های کاملا شناخته شده در حال خدمت بوده و یا همچنان هستند. که خود این موضوع، جمله فرد را نفی می نماید.

پلیس ترکیه طی فرآیندی اعلام نموده که بدون مرخصی شهر خود را ترک ننمائید! که این خود در صورت تکرار از موجبات همین امر “ترک خاک” می گردد.البته تاکید دارم که سخت گیری های پلیس و اداره مهاجرت ترکیه بر ایرانیان عقیدتی یا سیاسی بسیار زیاد تر شده  است. اما اینگونه بزرگنمایی های پوشالی موجب می گردد تا عاملین اداره مهاجرت ترکیه،سخت گیری های مضاعف تری بر ایرانیان وارد نمایند.

جالب اینکه با ترک خاک های بسیاری هر هفته مواجه هستیم؛ که تنها باید از یک عده انگشت شمار توسط این رسانه ها و سازمان های مثلا اپوزیسیون مسیحی حمایت شود!

پر واضح است که باید بدانیم اگر سخنگو هستید،طبق چه نگرش و برمبنای کدام کتاب مقدس عمل می نمائید و در قبال حمایت ها و دیگر فرآیندهای بین المللی،چه پشتیبانی فرد قربانی را می کنید؟!

در همین راستای باید به اهمیت نقش رهبران کلیسایی در بهبود امور اشاره نمود. خادمینی که فارغ از هر جناح بندی های الهیاتی و سیاسی به اصل تعلیم و بشارت انجیل می پردازند و در لباس خادم، تن به هر عملی نمی دهند که شائبه های بسیاری ایجاد نگردد که فرق اینان با روحانیون شیعه چیست!

و نکته قابل اهمیت برای خادمین همان صبوری و  گوش شنوا داشتن است تا در فروتنی اشتباهات خود را بپذیرند.


نگارنده: مانی راستین

صاحب امتیاز و مدیرمسئول مانی رسانه*دو دهه سابقه فعالیت در امور خبر و رسانه*