مانی رسانه ManiMedia

آفت سایه “خودخوانده ها” بر جامعه مسیحیت فارسی زبان

مانی رسانه- در طی سال ها برخورد با خادمین مسیحی فارسی زبان، بسیار کم مشاهده کردم که در محافل خصوصی و گفتگوهای دو نفره صحبت از شکایت ها و الفاظ نادرست در مورد همکاران خدمتی خودشان نبوده باشم.

آری؛ زمانی که برخی از خادمین شناخته شده “خودخوانده” به درجه ای از “اجتهاد” خود را می بینند، دیگر به بالا دستی احتیاج ندارند که به امور روحانی و رفتارهای خدمتی شان نظارت کنند.

چند نفر از همین خادمین را می شناسید که شبان های ناظر بر عملکردشان را معرفی کنند تا اگر فردی انتقاد یا شکایت داشت به بالا دستی فرد مذکور مراجعه نماید؟!

متاسفانه آوردگاه فرهنگ نادرست مذهبی از آنچه که در قبل بوده اند و فضای کاذب شهرت زمینی آنها را وادار به خود خدمتی و خود جوابگویی می کند. بر همین اساس دیگر جوان ها الگو.های مناسبی نخواهند داشت و هر یک بدنبال کت و شلوار و کروات و پشت منبر هستند.

در هیاهوی بی اخلاقی های این افراد روزانه بر فربه شدن شان افزوده می شود. که البته قشر عادی این جامعه نقش به سزایی در به شهرت های کاذب خودخوانده های عقیدتی دارند. با اینکه بسیاری زخمی و آزرده هستند اما به دلیل نیاز به برگه های کلیسایی یا از این قبیل مجبور به ادامه ارتباط با این افراد هستند.

که البته لحن گفتار و سخنان این خودخوانده ها با جملات از قبیل ما چلوکباب می دهیم و دیگر کلیساها نان و پنیر و یا ما فقط صدای خدا را می شنویم و دست بگذاریم شفا می یابید. بی شک در تحت تاثیر قرار دادن افراد ساده لوحی که زمینه مذهبی و خرافه گرایی داشته اند بی تاثیر نیست.

اما زمانی که به زندگی خودشان نگاه می کنیم از شفا اعضاء خانواده خود نه تنها عاجز هستند بلکه بیماری هایشان را مخفی می کنند که دکان دستگاه کاسبی شان تعطیل نشود.

ساده لوحان را دعوت به دوری از ثروت دنیا و بهترین ها می کنند و آنها را تشویق به زندگی ساده می کنند و با جملاتی از قبیل دنیا فانی است و برای حیات جاودان اندوخته ای داشته باشید،خود را روحانی نشان می دهند. اما در زندگی شخصی شان خانه و ماشین و بیمه عمر برای تک تک فرزندانشان نباید فراموش شود!

زمانی که لباس خدمت، خود را همچنان تشنه قدرت و شهرت و ثروت بدانند دیگر فلسفه معنای “محبت” به تفسیر منفعت طلبی شخصی می پیوندد.

برخی از خادمین آگاه از عملکرد فساد های اخلاقی و مالی همکاران “خودخوانده” خود می باشند. و چه آتشین در محافل خصوصی این  امور را تقبیح می کنند و اما گویی خود رازهای مگوی بسیاری دارند که به خوبی بسیاری از آن ها را مطلع هستم. و ترجیح می دهند با این افراد در ارتباط باشند تا روزی از قافله شهرت و ثروت عقب نمانند. و باز هم اخلاق و ایمان را به قهقرا می برند.

طی این سال ها با معروفترین های ویترینی خودخوانده  تا گمنام های خدمتی تا “خادمین حقیقی” ارتباط داشته ام بگونه ای که به صراحت حتی در مورد مسایل بساری از ناراستی ها صحبت کرده اند اما همیشه در عجب بودم که چگونه این افراد حافظه ای سست دارند و هر روز نقاب هایشان رنگ عوض می کند.

عدم شفافیت عملکرد اینگونه افراد و عدم گزارش های مالی و خدمتی باعث فربه خودخوانده ها شده است. چگونه می شود افرادی که آلوده هستند اموال بیوه زنان را غارت و حتی در اوایل خدمت به دختران نوجوان دست درازی و آزارجنسی رسانده اند،امروزه در صف اول این ویترین ها قرار بگیرند و در مقام مشاوره ازدواج و شفای روح های زخم دیده و کامیابی مالی از طریق انجیل بر همگان نیز شناخته شوند!

چرا هیچگاه ریشه های سوزانده نمی شود و در اتفاقی جالب همان اندک خادمین خودخوانده شناخته شده که بسیاری را زخمی کرده اند خود ادعای شفای زخمی ها را دارند.

از طرف دیگر “خادمین حقیقی” کمتر در ویترین قرار دارند و در سکوت به خدمت خود ادامه می دهند. این دست افراد نان خود را از سر سفره دیگران دست درازی نمی کنند. و به شکل قدیس و قدیسه خود را بَزَک نمی کنند. ادعایی ندارند و در فروتنی خود را برابر و یکسان می دانند.

گرچه این امر شهرت و ثروت و شهوت در همه جوامع به چشم می آید اما به دلیل کوچکی جامعه مسیحیت فارسی زبان، این امور به وضوح قابل روئیت می باشد.

و این قصه زمانی به پایان می رسد که برخی از خادمین دست خود را از پیاله خودخوانده ها جدا سازند.

که باید به تکه ای از شعر نظامی گنجوی در پایان اشاره کنم:

افسوس که عمر خود تباهی کردیم

صد قافله گناه، راهی کردیم

در دفتر ما نماند یک نکته سفید

از بس به شب و روز سیاهی کردیم


نگارنده: مانی راستین* مدیر مسئول مانی رسانه